از وقتی ک فامیل شدیم وفهمیدم ازدواج کرده بهش گفتم دیگه اصلا زنگ نزن چون خودتم ازدواج کردی و به ی نفر متعهدی گفت باشه اما باز باحرفش حالمو خراب کردگفت خانومم خیلی شبیه توئه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دلیل اینکه بلاکش نمیکنم کنجکاویه و حسرتی ک میخورم اگه بلاکش کنم میسوزم یک سالی میشد زنگ نزد من اصلا چشم انتظارش نبودم اما باز دوشب پیش زنگ زدو جوابشو ندادم
اگرمیخای فراموشش کنب اولا توجه ونگاه نکن بهش وسرد رفتارکن. دوما شمارتو عوض کن سوما بلک تمام
اصلا شوهرم خطمو عوض نمیکنه اگه بگم دیگه مطمعنن شک هم میکنه بعدشم من اصلا تو مهمونیا باهاش حرف نمیزنم من حتی میترسم واضح نگاش کنم خانومش بفهمه من نمیخوام زندگی خودمو زندگی یکی دیگه خراب بشه
اما آگه شوهرت بفهمه برات خیلی بد میشه یه جوری از زندگیتون دور کنید
منو شوهرم خیلی به هم اعتماد داریم من از یسال پیش ک با اون پسره فامیل شدیم و بهش گفتم زنگم نزنی چون فامیل شدیم آبرو هردوتامون میره اگه کسی بفهمه و بعدشم ک تو ازدواج کردی دیگه باهاش حرف نزدم تموم
اخه چ چشم انتظاریو حسرتی داره دختر.... دلت خوسه هااا فک کن یه درصد شوهرتو و همسراون بدونه.... درضمن ...
عزیزم مگه من بااون رابطه دارم ک بخوام خیانت کنم به شوهرم من فقط توذهنم ی وقتا بهش فکر میکنمو وقتی تومهمونیا میبینمش ناراحت میشم که البته خودمم از باطن خودم متنفر میشم اما کاریش نمیشه کرد حسرته دیگه