خوب من تاپیکهای قبلیتون رو نخوندم ازاین جمله هم چیز خاصی برداشت نمیشه. ولی این دو حالت رو در نظر بگیر. ببین بیشتر به کدوم نزدیکه.
-ایشون خودش هم میدونه برتری مالی خاصی به شما نداره بنابراین دلیلی نمیبینه که ملاحظتون رو بکنه. عادی و خودمونی برخورد کرده. منظورم اینه که اینجا همه درک میکنن که سالای اول مهاجرت سخته یا حقوق دانشجوها واقعا کمه. و اکثریت دانشجو هم اصرار ندارن تظاهر کنن که وضعشون خوبه . چون عیبی در این که الان وضعشون خوب نیست وجود نداره و همه می دونن وقتی برن سر کار اوضاع درست میشه. چیز خجالت کشیدنی نیست و در نتیجه زشت نیست اگه کسی به روی آدم بیاره. مثلا اگه استاد به دانشجو بگه میدونم الان تو فقیری و کلی قرض داری اصلا معنی تحقیر کردن نداره.
-همین در آمد بیشتر و احتمالا بیشتر جا افتادن اینجا بیشتر اینجایی شدن چشش رو گرفته. بعضیا یکم گذشته خودشون رو فراموش میکنن. یادشون میره که خودشون هم یه زمان همون جایی بودن که نفر مقابلشون هست. جوگیر میشن. بعضیا هم هستن که بیشتر دوست دارن با جلوتر از خودشون معاشرت کنن نه عقبتر. مثلا یه ایرانی که زبانش خوبه ممکنه از اینکه با یه ایرانی که زبانش خوب نیست، تو جمع غیر ایرانی احساس شرمندگی بکنه. یا اینکه چون یه تصویر ایدهآلی از خودشون دارن تو ذهنشون دارن دلشون میخواد شما هم همون شرایط ایده آل رو داشته باشین که با تصویر ذهنی ایشون جور دربیاد.