امشب مراسم سالگرد برادر شوهرم بود همه خونه مادر شوهرم جمع ایم بعد مراسم شوهرم گفت یه سر برم با پسر عموم دور بزنم خیلی وقته ندیدمش اولین با شه شب میره بیرون دلم شور میزنه نمیدونم چرا اخه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.