بارداری من خداروشکر اسون بود به جز دوهفته اخر که فهمیدم مرز دیابتو رد کردم و دکترم گف یا رژیمتو کنترل کن یا انسولین بزن و منم چون از انسولین میترسیدم گفتم رژیم رعایت میکنم.خلاصه دوهفته خیلی رعایت کردم و غذاهای سالم و ابپز خوردم.دقیق ۳۸ هفته بودم رفتم دکتر واسه چکاپ😊
دکترم گف جواب ازمایشات خوبه برو ان اس تی (نوار قلب جنین)بگیر بهم گفتن قلبش اریتمی داره.گفتن نمیتونی تواین بیمارستان زایمان کنی.چون امکانات برای نوزادان نداریم.دکترم اومد گف چون قندت ی خورده بالاس هر جا بری سریع بستریت میکنن.
شهر ما هر بیمارستانی پزشکای خاص خودشو داره و نمیشه پزشکی بره بیمارستانی ک قرارداد نداره.
من هفته ۳۸ بارداری.حالا باید میگشتم دنبال دکتر😰
استرس جونمو گرفت.اون روز بعدازظهرویادمه هیچ دکتری مطبش نبود😢
اومدم خونه با شوهرم.حموم کردم وسایلامو جمع کردم .رفتم بیمارستان مجهز.
گفتن باید معاینه بشی(اولین بارم بود)
خوابیدم رو تخت.شدیدترین دردم که فقط با جیغ فاطمه زهرا رو صدا میزدم.داش پرده هارو باز میکرد ب زور😢