2777
2789
عنوان

پسرم, داستان عشق یکطرفه......

| مشاهده متن کامل بحث + 98952 بازدید | 1342 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام برادر 

اگه این بار خاستی حرکتی کنی 

فقط به مادرتون بگین که برت خاستگاری رسمی 

شاید دختر عموتون فکر کرده هدف شما دوستیه برای همین رد کردن .که حق هم داشتن .

چاره کار خاستگاری کردن اونم بصورت رسمی است .

نمیدونم چرا شما فکر میکنید اگه به خانواده نه گفته بشه زشته یا بده .

هزاران مورد اینجوری اتفاق افتاده و هیچ مشکلی هم نبوده 

منم پسر عمه ام خاستگاری کرد گفتیم نه .هیچ مشکلی هم بعدش نبود .

تکلیفتو زودتر مشخص کن .

اگه قراره با کس دیگه ازدواج کنی بهتر دیگه بیشتر ازین به دختر عموتون فکر نکنید .

کم بود , باید ب ظاهر و فرم صورت طرف بیاد وگرنه زیاد جالب نیست

استارتر من فکر میکنم دخترعموی شما ممکنه دلش با کس دیگه بوده باشه که دلیلشو نگفته در کل با چیزایی هم که گفتی شما شبیه هم نیستین شما تو عمرتون با دختری حرف نزدین ولی اون روابطش آزاده کنار اومدن با این‌مسئله هم سخته.من فکر میکنم این ازدواج اگر سر بگیره هم منطقی نیست بازم انشالله هرچی خیره پیش بیاد خدانگهدار

یک نفر نان داشت اما بینوا دندان نداشت .....آن یکی بیچاره دندان داشت اما نان نداشت..... آنکه باور داشت روزی میرسد بیچاره بود..... آنکه در اموال دنیا غرق بود ایمان نداشت... دشت باور داشت گرگی در میان گله بود . .. گله باور داشت اما من نمیدانم چرا باور سگ چوپان نداشت...... یک نفر پالان خر را در میان خانه پنهان کرده بود..... آن یکی با بار خر میرفت و خر پالان نداشت... یک نفر فردوس را ارزان به مردم میفروخت.... نقشه ها کو داشت در پندار خود شیطان نداشت.. ....هر کجا دست نیازی بود بر سویی دراز..... رعیت بیچاره بخشش داشت اما خان نداشت.........

استارتر بازم بهش اس بده بگو میخوام بیام خواستگاریت نظرت چیه؟خیلی وقته تو فکرتم و از دلم نرفتی من نیتم خیره اگه بله بگی خانوادکو بفرستم اینو بفرس براش ببین چی میگه اگه گف نه علت بخواه زود عقب نکش اصرار کن علت ش اگه منطقی بود که دیگه برو دنبال یکی دیگه اگه ناز  و ناز میکرد  که ان شالله حله

متاسفم خیلی بد شد 

اما ایول بهتون ک هوای دختر عموتونو داشتید

پسرعموهای من یکی از یکی پست ترن انگار ن انگار من جای خواهرشونم از هفت پشت غریبه بدترن 

سرمن یه سمساری قدیمی وشلوغ پلوغه که توش همیشه جنگه.بین امیدوناامیدی.بین خنده و گریه.بین رسیدن و نرسیدن.بین ولش کن و تو می تونی.توی سرمن همیشه هزارتا زن کولی دارن کل میکشن همیشه دونفردارن سر قیمت ی قاب عکس قدیمی چونه میزنن،همیشه یه بااحتیاط برانید داره قدم میزنه.دلم یه موزه ی قدیمیه.ی موزه ای که فقط یه نفررو برای دیدن داره.توی دل من نگاه توریخته رو درودیوار.توی دل من هواپره ازکشش افقی لبای تو.پر از بزن بریما.توی دل من همیشه هزارتا نظامی دارن یک صدا میخونن پایان شب سیه سپید است ...شاید برای همینه که من هیچوقت دختر عاقلی نبودم!به هر حال صبح میشه این شب 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792