2777
2789
عنوان

حلقه رندان

| مشاهده متن کامل بحث + 4242 بازدید | 202 پست
باد که می آید

خاک نشسته برصندلی بلند می شود

می چرخد در اتاق

دراز می کشد کنار زن .

فکر می کند

به روزهایی که لب داشت ...



گروس عبدالملکیان
‎چقدر دوست داشتنی هستند، آدمهایی که، شبیه حرفهایشان هستند

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

این آخرین شعر شوشو جونمه واسه دختر نازم هلیا جونم:

دختر ناز ما خیلی خشگله
بهتر از هزار هزار دسته گله

قدر مامان و بابا رو می دونه
دوس داره بگه ،ولی نمی تونه

اون قده دوسش داریم ،گفتنی نیس
خدایا نبینیمش با چشم خیس

وقتی که از سر کار میام خونه
خستگی توی تنم نمی مونه

خنده های اون که قیمت ندارن
تا میام تو ،سرحالم میارن

توی تخت خواب زیبا خوابیده
هی برام دست و پاشو تکون میده

یه جوری منظورشو می رسونه
بعضی وقتا انگاری شعر می خونه

وقتی باش بچگونه حرف می زنم
از دلم بیرون میره غصه وغم

معلومه که خیلی با محبته
فکر کنم یاد نگیره بگه"اته"

گاهی باش کالسکه بازی می کنیم
توی خونه یکه تازی می کنیم

می رونیم تا انتهای هالمون
تو دلش میگه که خوش به حالمون

ما براش ترانه می خونیم یه سر
بچگونه، سنتی ،مرغ سحر (دخترم ترانه مرغ سحر استاد شجریان رو خیلی دوست داره)

داره اسباب بازی و دو بادکنک
دو تاشو پیتزایی داد به دخترک (دخترم 2تا باکنک داره که از پیتزایی هدیه گرفته)

تازه یاد گرفته میره رو شکم
یه روزی زیاد میره یه روزی کم

هر روزی یه چیز نو یاد میگیره
آره بچه دایما تو تغییره

خدایا همیشه رو به پیش باشه
همیشه شادی تو زندگیش باشه

خدایا برای نعمتات سپاس
خصوصا برای این نعمت خاص

خدایا تو باش همراه و یارش
"هلیا" رو خودت دادی نگه دارش ( "اینجا کلمه هلیا باید با ساکن روی حرف ل خوانده شود)
بهمن91
آفرین به بابای خوش ذوق هلیا خانم

حالا که انقدر هلیا خانم دختر خوبیه منم یه جایزه دارم براش

این شعر تقدیم به هلیا خانم با حروف اول اسمش:

ه : همتا ندارد

ل: لحظه های با تو بودن

ی: یگانه ترین خورشید بی همتا

ا: این لحظه ها تنها با تو بی همتاست..... زیباترینم! هلیا
‎چقدر دوست داشتنی هستند، آدمهایی که، شبیه حرفهایشان هستند
فروغ فرخزاد
hzgppjqxwxecvhqlgem.jpg

فروغ فرخزاد در 8 دی سال 1313 به دنیا آمد. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ با مجموعه‌های اسیر ، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد . سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او ، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر ، با انتشار مجموعه تولدی دیگر تحسین گسترده‌ای را برانگیخت ، سپس مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید. بعد از نیما یوشیج فروغ در کنار احمد شاملو ، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری از پیشگامان شعر معاصر فارسی است . نمونه‌های برجسته و اوج شعر نوی فارسی در آثار فروغ و شاملو پدیدار گردید. فروغ فرخزاد در 24 بهمن سال 1345 در ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.

قسمتی از شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

در کوچه باد می آید
در کوچه باد می آید
و من به جفت گیری گلها می اندیشم
به غنچه هایی با ساق های لاغر کم خون
و این زمان خستهٔ مسلول
و مردی از کنار درختان خیس می گذرد
مردی که رشته های آبی رگهایش
مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش
بالا خزیده اند
و در شقیقه های منقلبش آن هجای خونین را
تکرار می کنند
ــ سلام
ــ سلام
و من به جفت گیری گلها می اندیشم .
‎چقدر دوست داشتنی هستند، آدمهایی که، شبیه حرفهایشان هستند

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند


شعر زیبا از فاضل نظری - بی بهانه
آپلود عکس
نجمه زارع شاعری که در ۲۹ آذر سال1361 در کازرون به دنیا آمد و پس از آن به قم رفت

دوران دبستان را در مدرسه‌ی �اوسطی� قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس �نرجسیه� و �شهدای چهارمردان� پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت . فارغ التحصیل رشته عمران دانشگاه همدان بود و در 20 کنگره سراسری شعر کشور به عنوان نفر برگزیده انتخاب و معرفی شده بود. ویژگی های غزل او از زبان آقای مرزبان چنین است:

"غزل وی از نگاه غزل سرایی که در منطقه مرکزی کشور رایج است، اثر می پذیرفت. غزل زارع با ویژگی های خاصش مثل: سپید خوانی ردیف یا چینش کلمات یا استفاده از دایره واژگانی که بیش تر می توان گفت فضایش به فضای شعر مدرن تر می خورد، در چارچوب شعر کلاسیک به بهترین وجه، خود را نشان می داد زبان ویژه و دایره واژگانی مخصوص خود را داشت. اگر بیش تر زنده می ماند، به سبک خاص شخصی اش تبدیل می شد.. باید درباره خصوصیات اخلاقی و تاثیر آن در شعرش گفت. وی بسیار باوقار بود و محجوب و سنگین که این ویژگی ها به کلمات و شعرش هم منتقل شده بود. در شعرش عصیان می کرد، ولی شعر زارع هیج وقت از دایره وقار خارج نمی شد. "

و بالاخره در 31 شهریور 1384 در بیمارستان گلپایگانی قم پس از آن که در اثر تزریق داروی بیهوشی چند روز دچار مرگ مغزی بود در اوج جوانی درگذشت .


خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه

هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
بر دوش تو نهاده شود باری از گناه

گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم....
گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!

سخت است این که دل بکنم از تو، از خودم
از این نفس کشیدن اجباری، از گناه

بالا گرفته ام سر خود را اگرچه عشق
یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه

دارند پیله های دلم درد میکشند
باید دوباره زاده شوم - عاری از گناه -
‎چقدر دوست داشتنی هستند، آدمهایی که، شبیه حرفهایشان هستند
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108