2777
2789

از یه مانتو خوشم اومد اول بازار بودیم گفتم بریم بازم دور بزنیم اگه بهتر پیدا نکردم همینو میگیرم از وقتی عید رفتیم مسافرت از مامان بدبختم بدش اومده البته مامانم خیلی مهربونه و کلی کارا براش کرده از تیپشو اخلاق مامانم بدش اومده مامانم خوب سنش بالاس یکم سادست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بعد دوباره برگشتم مانتو هرو بگیرم هی زنگ زد بدو بیا من منتظرم من ادم تو نیستم صبر کنم قبلشم ازمون جدا شد من گم کردم جایی ک بودیمو خیلی خود رای حرف حرفه خودشه

اینم بگم بابام اخلاقای خیلی بدی داره و من باهاش قهرم با مامانمم رودرباستی دارم رسیدیم دم در خونه مامانم اینا مامانم پیاده شد رفت درو باز کنه ب من گفت میشه توام باهاش بری متظور برو خونه مامانت دیگه منم خیلی ناراحت شدم پیاده شدم مامانم رفته بود تو در زدم درو باز کرد فاصله خونمون با ماشین پنج دقیقست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108