2777
2789
عنوان

خواب جن دیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 359 بازدید | 46 پست
من خواب زیاد دیدم  چیزی نیست زیاد بش فک میکنی ک اینجوری فکرت درگیره  صدقه بده

مشکلم اینه تو خونه همش حس میکنم یکی داره نگام میکنه البته که خدا نگاه میکنه ولی....

کاش زندگی از اخر به اول بود!!!! پیر بدنیا می امدیم. انگاه در رخداد یه عشق جوان میشدیم.... سپس کودکی معصومی میشدیم و نیم شبی با نوازشهای مادر ارام میمردیم!!!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

انشاالله خیره

از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌اش.(امام موسی صدر)                                                                            
مشکلم اینه تو خونه همش حس میکنم یکی داره نگام میکنه البته که خدا نگاه میکنه ولی....

خودت میگی حس میکنی پس چیزی ندیدی واقعیت نداره 

آقای محترم من متاهلم لطفا درخواست دوستی نده با سپاس فراوان  

منم از این خوابه دیدم 

ی بار خواب دیدم رفتیم با مامان و بابام و خواهرم ی دهکده  کوچیک مثل جنگل ولی ب جای درخت پر از گندم بلند بعد مامانم تو باشگا بود من برگشتم خونه خواهرم ی ذنجیر داشتم ک قبلا گم کرده بودم دیدم خواهرم اومد بیرون از اتاق اون ذنجبره رو پرت کرد خم شدم برشدارم دیدم ب حن تبدیل شد 




الان ک تعریف کردم حس میکنم ی چی تو اتاقه 

یک عدد اتیش پاره هستم   عاشق پیتزا و کرانچی    اگ سرت برای دعواا درد میکنه بامن نحرف   کم نمیارم کینه ای نیستم   ولی صلاح نمیدونم واق واق بعضیا رو بی جواب بزارم   اها راستی دوست عزیز تاپیک من ماله منه پس اگ شما ناراضی هستی حق نداری گزارش بزنی 😕 و در اخر انکه را خوبی کنی هاری نگیرد آرزوست❤    
منم از این خوابه دیدم  ی بار خواب دیدم رفتیم با مامان و بابام و خواهرم ی دهکده  کوچیک مثل ...

وااای تورو خدا کمکم کنید ترسم بریزه 

نه اینکه بیشتر شه 

کاش زندگی از اخر به اول بود!!!! پیر بدنیا می امدیم. انگاه در رخداد یه عشق جوان میشدیم.... سپس کودکی معصومی میشدیم و نیم شبی با نوازشهای مادر ارام میمردیم!!!
مشکلم اینه تو خونه همش حس میکنم یکی داره نگام میکنه البته که خدا نگاه میکنه ولی....

 داستان ترسناک و اینا زیاد میخونی ؟

یک عدد اتیش پاره هستم   عاشق پیتزا و کرانچی    اگ سرت برای دعواا درد میکنه بامن نحرف   کم نمیارم کینه ای نیستم   ولی صلاح نمیدونم واق واق بعضیا رو بی جواب بزارم   اها راستی دوست عزیز تاپیک من ماله منه پس اگ شما ناراضی هستی حق نداری گزارش بزنی 😕 و در اخر انکه را خوبی کنی هاری نگیرد آرزوست❤    
😂😂😂😂😂😂😈😈😈😈

غلط نگنم پسری

کاش زندگی از اخر به اول بود!!!! پیر بدنیا می امدیم. انگاه در رخداد یه عشق جوان میشدیم.... سپس کودکی معصومی میشدیم و نیم شبی با نوازشهای مادر ارام میمردیم!!!
 داستان ترسناک و اینا زیاد میخونی ؟

من اینقد ترسویم که اصلا دنبال داستانای وحشتناک نمبرم

کاش زندگی از اخر به اول بود!!!! پیر بدنیا می امدیم. انگاه در رخداد یه عشق جوان میشدیم.... سپس کودکی معصومی میشدیم و نیم شبی با نوازشهای مادر ارام میمردیم!!!
وااای تورو خدا کمکم کنید ترسم بریزه  نه اینکه بیشتر شه

قبل از خواب آیت الکرسی بخون و یه قرآن بذار بالا سرت

خواب بوده عزیزم برای آب تعریف کن 

ای بر پدرت دنیا...آهسته چه ها کردی...دل من هر چه غلط بود فراوان کردی...

راه حلش اینکه بلند بلند قران بخون بهت ارامش میده و همیشه با وضو باش

از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌اش.(امام موسی صدر)                                                                            
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108