2777
2789
عنوان

باااازم هم پدرشوهرررررر....

410 بازدید | 29 پست

رفتیم امروز خونشون واسه ناهار بعد شوهرم گلاب به روتون😒دستشوییش گرفت رفت رو حیاط

من داشتم کمک زن# _بابا_شوهرم

میدادم ک سفره رو بچینیم رو اپن ترشی بود من گفتم عههه خودتون ریختین گفت نه فلانی(جاریم) اورده واسم منم خوردم گفتم به به چقد خوشمزه 

پدرشوهرم ازتو حال صدا کرده زنشون ک گفتی فلانی بیاد اینجا(جاریم) زنش گفت نههه گفته نمیاد😳😳😳بعد حالا من تو شهرشون غریبم صب تا شبم تنهام ها اصلا زنگ نمیزنن ببینن من مردم یا زنده 

اومدیم سر سفره یهو پدرشوهرم سوتی داد گفت فلانی(زنش) این ترشیارو ک دیشب ریختی مگه درست شدن ک امروز اوردی😐😐حالا اون گفته بود به من ک جاریت اورده واسم😏😏

جاریم درسش تموم شده باید جهاز بگیره شوهرم یهو برداشت گفت فلانی جهاز خریده پدرشوهرم گفت اره دیگه باید بخره چققققد من گفتم بگیرین نگرفتن دست دست کردن حالا گرونی باید بگیرن نه زن تو نه اون اسپلیت نگرفتین الان برین شیش تونن بدین بگیرین😑😑😑😑

این شوهر من خیلیییییییییییی یه جوریش میشه ها برداشت گفت زن من با35تومن جهازشو خرید دو سال پیش

چون عروسی نگرفتن واسمون بابایه منم جهازمو خییییلی سنگین همرام نکرد بااین حال از همه چی خوبشو داشتم یخچال سایدو اینا همههه چی

بعد پدر شوهر گفت اررره منم واسه خواهرت 25تومن جهاز خریدم اون زمان یهو زنش گفت نهههههه چرا دروغ میگی ماهم 35اینا خریدم جایی ک خرید کردیم گرون بود واسه همین به دید نمیاد😑😑😑

حالا خواهر شوهرم یخچال ازاین قدیمیا خریدن واسش اصلا تا یکسال این بیچاره فریزر نداشت خودش رفت خرید دوتا قالی خریدن مبل و تختو کمدو اینا ک اصلاااا نخریدن بعد میگه ما اندازه تو جهاز کردیم واسش یعنی جهاز تو ایننننقدر کم بوده😕😕😕😕😕😕😕😕

ساعت سه رب کم شده بود به شوهرم گفتیم بریم الان ختم قران شزوع میشه من میوفتم عقب پدرشوهرم گفت حالا بعدا بخون چی میشه مگه😒

تو دلم بود بگم ممنون بیشترازاین تحمل این همه لطفتونو ندارم

از دم در اومدیم بیرون تو ماشین به شوهرم گفتم حالا من صدسال تو خونه تنها بمونم اصلا به شخمشونم نیست ببین توروخدا😑😑😑😑

تقصیر خودته در دیزیو باز گذاشتی😒😒وگرنه گربه ذاتش بی حیاس😏😏

خیلی نفهمیدم.خاطره مال امروزه؟

مهربون باشیم با هم...در حد یک توقف با ماشین واسه خانمی که با کالسکه از خیابون رد میشه...در حد یک لبخند زدن به بچه ای که مامانش دیر اومده دنبالش تو مدرسه...در حد دادن یک دستمال به خانمی که تو اتوبوس دنبال دستمال تو کیف اشه...مهربون باشیم در حد کوچک...ولی همین کوچک ها ایران رو زیبااا میکنه.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کلا اتفاق خاصی نیفتاده بودا

فقط 13 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

انقدر روی رفتار دیگران دقیق وحساس نشو 

با هرکس مثل خودش رفتار کن 

سعی میکنم از وسایل یک بار مصرف استفاده نکنم ،خصوصا سفره ی یک بار مصرف که اصلا ضروری نیست .همیشه لیوان همراهم دارم .تا بتونم اب معدنی نمیخرم .فروشگاه که میرم کیسه همراهم دارم وپلاستیک نمیگیرم.تابتونم زباله تولید نمیکنم.زباله های خشک وتر رو جدا میکنم وزباله های خشک رو تحویل کانکسای شهرداری میدم .شاید بگید برای چی اینهمه به خودت سختی میدی وقتی هیچ کس رعایت نمیکنه ؟ خودمم گاهی به این فکر کردم گاهی به سختی میفتم ،راحتیم کمترمیشه اما دیگه عادت کردمو ی حس خوب از این رعایت کردنام گرفتم  .همه ی این کارارو میکنم برای برادرزاده هام که وقتی بزرگ شدن اندکی از این طبیعت براشون باقی بمونه .برای بچه های خودم .برای بچه های شما که عاشقشون هستید.میخوام وقتی بزرگ شدن بگم من سهم خودمو انجام دادم وکوتاهی نکردم .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز