... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️
... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️
... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️
تصادف...اما عععع الان یادم افتاد.قسمت اخرش پسره ی زنگ میزنه زنش.معلوم میشه که زندس.اخه همه فکر ...
یعنی جسدش ندیدن ؟
... من معلمی را با جان ؛فراغ از افکار نان ؛ بهر بهبود جهان پذیرفته ام💫 ✅️اتفاقا هم درس بخونین هم کار کنید .قبول دارم سخته ولی بیسوادی بی پولی و نداشتن جایگاه اجتماعی خيلی سخت تره ✔️
اخرش دوتاشون عاشق هم میشن و عروسی میکنن . حامد و بابا و مامان دختره تو جاده شمال تصادف کردن مردن . بعد عمو عه با توطئه و دردسر لیلا رو میندازه تو زندان . پدرشوهره کمک میکنه از زندان درمیاد و یه مرده هست میاد خواستگاری لیلا اونم دقیق نمیدونم یادم نمیاد با این که مرده رو دوست نداره قبول میکنه که در این هیر و دار یه روز تلفن زنگ میزنه لیلا برمیداره میبینه صدای حامده که فیلم تموم میشه