2821
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آنا

هانا

النا

الینا

هدی

اسم دختر خودمم آسنات

بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔

محیصا یه اسم قرآنی 

فرزندم،دلبندم، عزیزتر از جانم از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم... امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آغوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها و سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم... شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...! این روزها فهمیدم باید از تک تک لحظه هایم لذت ببرم
سلدا ، سودا  ،آیلین  ، رها  ، سارا

آرنیکا هم اسم نازیه

تیکرتولد گل پسرمه😍خداجونم به خاطر نعمت بزرگی که بهم دادی هزاران مرتبه شکر😍انشاالله قسمت اونایی ک آرزو دارن‌مادرشن😍
خيلي قشنگه اما من ب نظرم بايد حرمت اسم حفظ شهيكي ك اسمش فاطمه است ولي صد تا كار بد ميكنه خيلي بده

بله درسته اما کسی که اسامی امامان رو میزاره ارادتش رو به اونها نشون میده هرچند که اسم رو آینده و سرنوشت بچه هم بی تاثیر نیست و اگر بخواییم به خاطر گناه کردنش در آینده و حرمت گزاشتن ،اسم ایمه رو نزاریم پس دیگه هیچ کس نباید به این اسامی نامگذاری بشه درحالیکه خود اماما سفارش کردن به گذاشتن اسم خودشون و چقدر مزایا برای این مساله نام بردن اگر غیر این بود میگفتن شما ادما گناه میکنید اسم مارو نزارید نه اتفاقا سفارش کردن به خاطر اینکه شاید همون اسم با برکتی که داره یه جاهایی به صاحبش کمک کنه.

بله درسته اما کسی که اسامی امامان رو میزاره ارادتش رو به اونها نشون میده هرچند که اسم رو آینده و سرن ...

من بيشتر رو مردا موافقم بزارم اين دخترا تو دييرستان اسم هاي خودشون مسخره ميكنن

قضاوت فقط کار خداست...
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز