شوهر من با شوهر خواهرم چند ماهه فهرن و سر همین موضوع من و خواهرم حتی خونه های هم نمیتونیم بریم، شوهر من هر چی میگذره کینه ای تر میشه جمعه شب من فامیل پدریمو شام خونمون دعوت کردم برای اولین بار میخوان بیان خونمون شب قبلش هم عموم مارو دعوت کرده حالا شوهرم میگه چون شوهر خواهرم اونجاست من نمیام خیلی از دستش حرص خوردم و گفتم زشته عموی من ناراحت میشه دعوتشو رد کنیم و اونم فرداش خونه من نمیاد و آبروریزی نکن ولی لج کرده میگه نمیام حتی میگه به عموت هم زنگ میزنم دلیلشو میگم ولی نمیام موندم از دستش چیکار کنم بخدا خسته شدم ازش با این دعوا و کینه ای بودنش من و خواهرم حتی تو یه مهمونی هم نمیتونیم با هم باشیم تا حالا چند بار عموم دعوت کرده ما نرفتیم روم نمیشه اینبار دیگه نرم یا تنهایی برم، چون بهش برمیخوره در هر دو صورت ، شما بودید چیکار میکردید
شوهرمن با کل فک وفامیل قهر بود منم با اون طرف من اشتی کردم زود ولی اون نکرد دوسال گذشت اخرش این عید گفتم خونه هیچکدوم از فامیلات نمیام بعد عید اومد با همه فامیلام اشتی کرد درصورتی که یه کینه گرفته بود محال بود اشتی کنه مثل خودشون باید رفتار کرد
بگو اون نیاد خودت برو. من تو این جور مواقع که شوهرم میگه من نمیام منم میگم کسی تورو دعوت نکرده بشین ...
همیشه من تنها رفتم ولی عموم خیلی توقع کرده چرا شوهرم نمیاد هفته پیش هم عمم دعوت کرد نیومد عمم گفته بود چرا شوهرت احترام نمیزاره بیاد ناراحت میشن دیگه، از اونور شوهرم همیشه میگفت چرا عمو و عمه هات نمیان حالا که دعوتشون کردم میخواد آبروریزی کنه