محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....
(میتونید رها صدام کنید🙋♀️)وقتی مرا "نفسم" خطاب میکنی.... نفسم میگیرد.... نمیدانم از شوق بودنت است.... یا از تصور نبودنت....... کنارم بمان ای خوبترین خوب ها...... نفس من بند نفس های توست خوب من....