عزیزم خوب بعضی افراد اینجوری هستن و این با شخصیت دخترتون جور در میاد ...
حالا راه حل چیه؟
هر وقت ناراحت هست فقط بغل و نوازش داشته باش و هر کاری که آرامش میکنه و به خوب شدن حالش کمک میکنه انجام بده
اصلا از علت نپرس
در کنارش شروع کن اعتماد سازی شما باید ذهن و قلب دخترتون رو به سمت خودتون بکشید
مثلا در مورد کارهاتون اونجایی که نظرش اگه مخالف شما باشه اشکالی نداره ازش نظر بپرسید
و این کار رو زیاد انجام بدید
گاهی درد دل کنید باهاش ولی مواظب باشید مسائلی نباشه که مناسب سنش نیست
در طول روز باهاش حرف بزنید و مسائلی که پیش اومده رو باهاش صحبت کنید
مثلا رفتم شیر بگیرم مارک همیشگی نبود اینقدر گشتم وای خیلی خسته شدم
بنظرت چه مارکی بهتره بگیرم ؟
یا برای خرید لباس ببرش و ازش نظر بخواه و با هم تبادل نظر داشته باشید
گاهی ازش بپرس ناهار یا شام چی درست کنم
یعنی باید مرتب به حرف بگیری بچه رو و کم کم ایجاد صمیمیت و اعتماد بکنی
و حالا بهش بگو اگه موضوعی ناراحتت میکنه میتونی با من صحبت کنی
نکته مهم اینه که وقتی میاد صحبت کنه شما چگونه رفتار کنی که دفعه بعد هم بیاد و از شما فرار نکنه ✨✨✨✨
وقتی شروع کرد کارتو تعطیل کنی و بهش با دقت گوش کنی
طوری جواب ندی که این اتفاق بی اهمیت و الکی هست و تو بیخودی ناراحت شدی
شاید از نظر شما الکی باشه ولی اینقدر برای دخترت اهمیت داشته که اشکش رو در آورده
پس نشون بده تو هم هم عقیده هستی باهاش
و بگو وای درک میکنم چقدر ناراحت شدی عزیزم
ولی تو قویتر از همه مشکلات هستی
و اگه موقعیت رو خوب دیدی یه راه حل ریز بهش بده
باید خودتو هم سن و در جای دخترت قرار بدی
اشتباه بیشتر والدین اینه که از موضع بالا و بزرگتر بودن رفتار میکنن و بچه ازشون دور میشه
من اینقدر با بچه ها مچ شدم که مثلا اگه بین نوجوان ها برم همه این انرژی رو ازم میگیرن و گاهی شده که گفتن خوشبحال بچه هاتون شما چقدر درکشون میکنید
نه اینکه تو اون جمع شلوغ کاری کنم اصلا فقط نوع رفتار و توجهم و زبان بدنم از موضع یه والد سختگیر و مقرراتی و خشک نیست
اینقدر این مچ شدن با بچه ها رو تمرین کردم که شده جزئی از وجودم که بهش افتخار میکنم 😌😌