درود بهار جان❤❤
پستتون جا موند 😁😁
دخترتون الان باید حدود چهار سالش باشه
این سن مخصوصا برای دخترها وابستگی زیادی نسبت به پدر و بزرگها و مادر بزرگها ایجاد میکنه
و حساس میشن
دوستان درست گفتن ولی مساله دخترت یکم حاد شده
تعداد رفتن رو کمتر کن و هر وقت توی خونه بهانه اونجا رو گرفت بهش بگو من هر وقت میرم اونجا
شما گریه میکنی موقع برگشت بخاطر همین
خونه مامانی نمیریم بزار اصرار کنه بعد ازش قول
بگیر گریه نکنه و در عوض هم خونه مادر بزرگ میریم و هم موقع برگشت اگه گریه نکردی جایزه
میگیرم برات
وقتی خونه مادر بزرگش هستین چند دقیقه قبل از رفتن حتما بهش خبر بده
یهو گفتن باعث مقاومتش میشه
مثلا اسمش رو با عزیزم صدا کن بگو آماده باش
چند دقیقه دیگه باید بریم خونه
شاید لازم باشه چند بار خبر بدی بهش
و موقع رفتن صداش کن اگه بدون گریه اومد جایزه براش بخر
اگه شروع کرد نا آرومی برو کنارش بشین و بغلش کن و توی گوشش بگو حیف شد قرار بود اذیت نکنی تا جایزه گیرت بیاد
الان باید بدون جایزه گرفتن برای تو بریم خونه
و منتظر جوابش نمون بوسش کن و خداحافظی کن برای رفتن به خونه
احتمال زیادی داره آروم بشه و بیاد اون موقع ذوق کن و تشویق و جایزه بخر براش
این کارها رو اصلا انجام نده
هر وقت موهاشو کشید توجه نکن
هرگز خواسته ای که با گریه باشه رو برآورده نکن
از گریه بچه نترس و نگران نشو جلو کسی هم بود
خجالت نکش
بچه ها خیلی باهوشن کافی یکم بو ببرن مثلا شما حساسی به گریه جلو همسایه دقیق همون رو اجرا میکنن
با مادرتون هماهنگ بشین که اصرار نکنه به دخترتون برای موندن
و جایزه گرفتن از مادر بزرگ هم ایده خوبیه
مثلا مادرتون به دخترتون بگه اگه مامان گفت شما گریه نکردی و دختر خوبی بودی دفعه دیگه اومدی پیش منم یه جایزه داری
تو این دوران توجه و محبتتون رو زیادتر کنید توی خونه
باید جبران رد کردن خواسته بچه رو بکنید
از دادندجایزه تا بردن پارک و چیزهایی که دوست داره
اصلا نگران اینکه باج به بچه دادین و غیره نباشید
اگه خودتون تو خونه با بچه بازیهای سه نفره انجام بدین خیلی تاثیر داره تو بهبود رفتارش
یعنی مهم حضور شما و پدرش هست