میخوان یه نکته رو به شما دوستای عزیز بگم و مخصوصا مادرهایی که بچه های تو سن حساس 3 تا 6 سال دارن ....یه اتفاق در مورد پسرم این نکته مهم و کلیدی که تاثیر زیادی تو رفتار درست و محافظت کننده یه بچه از خودش میتونه داشته باشه رو یادم اورد که براتون بگم
پسرم جدیدا تو مهد شدیدا و افراطی یه دوست پیدا کرده که هر روز موقع بازگشت کلی ازش تعریف میکرد و این نشون میداد چقدر دوسش داره و بهش وابسته شده و این برای من جای نگرانی بود و اصلا دوست نداشتم پسرم اینجوری شیفته یه نفر بشه
شاید بگید خوب چه اشکال داره؟ بچه هست و ...ولی من قاطعانه میگم رفتار پسرم اشتباه هست و من باید یجوری اینو بهش بگم تا اینکه این علاقه زیاد موجب یه دردسر شد برای پسرم و یه موقعیت تا من دخالت کنم و بدون موضع گیری و لجبازی پسرم بتونم رفتار درست رو بهش یاد بدم ...جریان از این قرار بود که اون پسر از بچم خواسته بود که بره خوراکی همکلاسیشو بر داره و براش بیاره پسرم قبول نمیکنه و میگه کار خوبی نیست ...ولی اون پسر بهش میگه اگه این کار رو نکنی من دیگه باهات دوست نمیشم و باهات حرف نمی زنم و اصلا از این مدرسه می رم
پسرم که شیفته دوستش بود بخاطر اینکه این اتفاق نیوفته متاسفانه میره و با دعوا و کتک کاری خوراکی همکلاسی دیگه رو ازش میگیره و میاره، میده به پسره ...اینجا نکته مهم و خطرناک رفتار پسر من بود که بخاطر حفظ نادرست دوستی و بلد نبودن نه گفتن این اتفاق افتاد ...معلمش منو در جریان گذاشت
پسرم با دیدن من به گریه افتاد و شروع کرد عذر خواهی باور کنید من هنوز هیچی بهش نگفته بودم ولی اینقدر از زشتی کارش مطمئن و با خبر بود که خودش گریش گرفته بود
ولی سوال برای من بود که چجور با دونستن این بازم پسرم حاضر شده بود انجامش بده
باور کنید رفتار درست بچه ها رو باید از همین اشتباهات کوچک پیگیری کنید و ریزبین و دقیق باشید مث یه روانشناس عمل کنید نه یه مادر
تا بتونن در نوجوانی راه و رفتار درست رو مقابل همسالانشون داشته باشن ...
گول نخورن
اعتماد بیخودی نکن
شیفته و وابسته به کسی نشن
پس منم شروع کردم برنامه آگاه کردن پسرم رو
اول بهش گفتم خوب پس میدونی کارت اشتباه بود
پسرم گفت بله میدونم ولی علی گفت اگه نکنی من باهات قهر میشم و می رم
منم گفتم عزیزم علی هم کارش و خواستش اشتباه بود و تو هم اشتباه کردی پس باید هر دو تا تنبیه بشین
اما پسرم قبول نمی کرد که علی هم تنبیه بشه و میگفت من که عذر خواهی کردم اگه علی رو دعوا کنی منم با تو قهر میکنم (ببینید دوست داشتن افراطی چقدر میتونه اخلاق یه بچه رو عوض کنه
حالا حساب کنید یه نوجوان اینجور باشه دیگه پدر و مادر هیچ کنترلی روش ندارن چون از اول بهش یاد ندادن این علاقه باید تا چه حد باشه و چجور باید خودشو کنترل کنه و نه بگه)
منم دیدم اینجور فایده نداره ...اصلا تندی نکردم نشینم روبروش و گفتم ببین پسرم چون شما اشتباه کار خودت و دوستت رو قبول نداری پس دیگه نمیتونم اجازه بدم دوستت رو ببینی ...از فردا مهد نمیریم...گریه کرد منم بغلش کردم و گفتم خیلی دوست دارم ولی نمیتونم کار اشتباه شما رو قبول کنم عزیزم و ترکش کردم و خودمو مشغول کار کردم
کمی نا آرومی کرد ولی دید که فایده نداره و من قاطع هستم بعد از دو ساعت اومد پیشم و گفت مامان میخوام یه چیزی بگم ...کارمو کنار گذاشتم و برگشتم طرفش ...اونم گفت من و علی اشتباه کردیم و دیگه کار بد نمی کنیم ولی بزار ما باهم دوست باشیم من علی رو دوست دارم (الان وقتش بود که من بهش این حد دوست داشتن رو یاد بدم)بهش گفتم
عزیزم علی دوستت هست ولی نباید هر چیزی گفت قبول کنی .کار بد .خواسته بد .اینجور وقتا باید بگی نه حتی اگه باهات قهر کرد و رفت تو همیشه باید یه پسر خوب و درست کار باشی ...پسرم قبول کرد و منم بخشیدمش ...ولی هنوز کار من تموم نشده بود مرحله آخر دلجویی از اون همکلاسی بود که پسرم بزور خوراکیشو گرفته بود ...روز بعد موقع خرید زیادتر خوراکی گرفتم و در جواب سوال پسرم که علت رو پرسید بهش گفتم باید بری اینو بدی به اون همکلاسیت که اذیتش کردی ...چون باید کار بد رو جبران کنی و از اون همکلاسیت هم عذر خواهی کنی و دوست باشید...من خودم نرفتم و کار رو به پسرم سپردم ولی با معلمشون تماس گرفتم و در جریان امر گذاشتمش...جالب اینجا بود که پسرم کارشو عالی انجام داده بود حتی رفته بود از معلم هم بخاطر کارش معذرت خواسته بود
چند روز بعد پسرم بهم گفت علی کار بدی کرد و من بهش گفتم کارت اشتباه هست ولی اون باهام قهر کرد
منم رفتم با دوستای دیگم بازی کردم بعد خودش اومد آشتی کرد و با هم بازی کردیم
منم بوسش کردم و گفتم آفرین پسرم اینبار موفق شدی درست رفتار کنی
دوستای گلم ببخشید که طولانی شد ولی خواستم گوشه ای از تربیت و توجه من به بچه هامو بهتون نشون بدم
اینها رفتار پایه هست که شخصیت اصلی بچه ها رو در آینده میسازه