2777
2789
عنوان

کودک درون من💗💗💗

| مشاهده متن کامل بحث + 88135 بازدید | 1524 پست

سلام رویا جان.   شب و روزتون بخیر و شادی.

خدا رو شکر در سالی که گذشت من با پسرم آنچنان چالش نداشتم زندگی روی خوششو برام نشون داد گوش شیطان کر.

مسأله ای که هست پسر من بچه شلوغ و شیطونی هست منظورم اینه سر و زبون داره. اوایل میاومد می‌گفت کراش دارم به یکی از دخترهای کلاسم اسمش هم گذاشتم من کلم بروکلی. چند وقت یه بار می‌پرسیدم کلم بروکلی در چه حاله. تا اینکه دو سه هفته پیش آقا خوشحال و خندان اومد خونه گفت شماره مامانسو پیدا کردم می‌خوام زنگ بزنم با کلم بروکلی صحبت کنم منم گفتم خودت باید زنگ بزنی به مامانش خودتو معرفی کنی گوشی رو به من نده. خودش زنگ زد و به مامانش گفت من همکلاسی دخترتون هستم می‌خوام باهاش صحبت کنم. مامانه هم تلفن داد به دخترش. یه کم با هم خندیدند بعد قطع کردند.

چند روز گذشت گفت من می‌خوام به  این کلم بروکلی بگم دوسش دارم ولی میترسم. منم گفتم نترس چرا می‌ترسی پسرها با هر بار نه شنیدن از دخترا بزرگتر میشن. خدایی میخواستم اعتماد به نفس بدم اصلا فکرشو نمی‌کردم این بگه می‌خوام زنگ بزنم بهش بگم دوسش دارم. حالا من چیکار کنم رویا جان. 

بهش میگم این کراش بازیاتو نگه دار برا بیست سالگی که رفتی دانشگاه حالا تمرکز کن رو درست میگه درسم خوبه. میگه می‌خوام بهش بگم دوسش دارم . گفتم بزار فکر کنم درست ترین تصمیم و دوتایی بگیریم. اومدم از شما کمک بگیرم. 







آنرا که منم چاره، بیچاره نخواهد شد.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام رؤیا جان وقتتون بخیر ،ببخشید من یه سوال  ازتون داشتم در مورد وابستگی دختر دو ساله من به گوشی همراه راهکار میدهید؟تو خونه مهمونی همه جا توقع داره گوشیم دستش باشه از اونجایی که من به خاطر معایبی که گوشی برای ذهن و چشم دخترم داره مخالفم اما نمیدونم با بهانه گیریهاش و گریه کردناش چکار کنم؟

یه سوال دیگه ای هم داشتم وقتی به دخترم درباره کاری که نباید انجام بده تذکر میدم فورا ناراحت میشه و گریه میکنه  و اکثر مواقع وسیله های اطرافش ،غذا،یا هر چیز دیگه ای باشه پرت میکنه این طرف و اون طرف واقعا نمیدونم با این اخلاقش چکار کنم؟

سلام رؤیا جان وقتتون بخیر ،ببخشید من یه سوال  ازتون داشتم در مورد وابستگی دختر دو ساله من به گو ...

درود عزیزم 🌹

بله بسیار مضر هست ولی چون عادت کرده نباید یهو قطع کنی 

اول ساعت بزار و قانون مثلا اگه غذاها خوردی میتونی یک ساعت بازی کنی و حتما سر یک ساعت ازش بردار

در مهمانیها خیلی کمتر بده مثلا بگو نیم ساعت 

و حتما ازش بگیر 

میتونی به بهانه زنگ زدن یا اینکه منتظر پیام یا زنگ کسی هستی کمتر بهش بدی 

سعی کن خودت یه مدت کمتر دست بگیری جلو بچه 

در خانه باهاش بازی کن با هم کارتون ببینید و سرگرمی و بازی دو نفره جور کنید 

قاطع باش ولی با مهربانی و روی قانون و حرفت بمون 

در مورد پرت کرد اشیا و یا غذا هنگام تذکر شما 

دو مورد هست اینکه با اخم و تندی تذکر نده و بیجا و  زیاد تذکر دادن  باعث حساسیت و اضطراب بچه شده 

حالا اگر تذکر دادن عادی بوده و بجه بازم اینجوری کرد شما نباید از توجه و تربیت بچه دست بکشید 

باید در برابر این حرکت صبور باشید آرامش رو در چهرتون حفظ کنید و ضعف به بچه نشون ندید با عصبانیت 

مثلا اسباب بازی رو پرت کرد بهش بگید 

این کارت خوب نبود اسباب بازی رو بردارید و به مدت چند ساعت تا یک روز بهش ندید و در برابر خواستنش بهش بگید که مدت تنبیه رو باید تحمل کنه بعد میتونه با اسباب بازی دوباره بازی کنه 

یا خوراکی و غذا ازش بردارید و بگید چون پرت کردی اجازه خوردن ندارید 

یا بخاطر پرت کردن بدون اینکه اخم کنی و عصبانی بشی براش تنبیهی بزاری کوتاه مدت و  اون چیزی رو که علاقه داره محروم ش کنی 

مهم اینه که هرگز اخم و عصبانیت نباشه 

کوتاه نیای و روی حرفت بمانی 

موفق باشید🌹


من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
یادم رفت پسرم کلاس سوم هست همسن پسر کوچیک شماست.    

درود خواهر گلم🌹

امیدوارم عالی و سرحال باشی😍

عزیزم مثل مورد قبلی که بهت توضیح دادم منع کامل نکن و همراهی هم نکن 

با وعده و حرفایی سعی کن این روند رو کند کنی تا این دوران بگذره 

و سعی کن براش برنامه بچینی که مشغول باشه

با گفتن فعلا درست رو بخون نمیتونید قانعش کنی 

کلاس ورزش براش انتخاب کن تا وقتش پر بشه

و گاهی کنی جدی صحبت کن مثلا وقتی خیلی اصرار کرد بهش بگو عزیزم یه واقعیتی هست که تو باید بپذیری 

درسته دوستش داری ولی الان برای شما زود هست تازه باید فعلا صبر کنی و از طرف هم مطمئن بشی (جمله ای که پسرتان رو از پیشرفت در این مساله باز می دارد)

یا بهش رک بگی الان سنت مناسب این مساله نیست تو میتونی کسی رو دوست داشته باشی ولی باید منتظر بمونی بزرگتر بشی 

حواست باشه تذکر و جدی گفتن کم و گذرا باشه 

بعد از هر تذکر بغلش کن و بوسش کن 

اونجایی که شما زندگی می کنید این مساله ی رعایت سن مناسب برای هر کاری بیشتر انجام میشه و ازاین طریق میتونی کنترلش کنی 


من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
سلام رویا جان.   شب و روزتون بخیر و شادی. خدا رو شکر در سالی که گذشت من با پسرم آنچنان چالش ند ...

اینکه گفته میترسم عالی بود برای اینکه شما دنبالش رو بگیرید و دورش کنید ولی برعکس شما تشویقش کردید ازاین به بعد حواستون باشه که چجور با بچه صحبت میکنید  و اول ببینید چی از بچه انتظار دارید 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
يك مورد ديگه از همين سن وقتي مثلا وقتي باباش ميخواد بره بيرون ميره بغلش كه باهاش بره رفتيم ميرم با خ ...

عزیزم این زدن بچه همش از روی عادت نیست گاهی با کارهایی باعث رنجش درونی کودک شدیم و این واکنش رو دریافت میکنیم

مثلا بچه شما وابستگی شدید داره و شما برای رفع اون بچه رو پیش کسی میزارید ...این کار شما بسیار اشتباه هست و باعث رنجش درونی کودک میشه

 برای رفع وابستگی راه های اصولی رو پیش بگیرید 

در مورد اون مدلی که مربی گفته من قبول ندارم

دعوا غیر مستقیم علاوه بر رنجش ترس هم در بچه بوجود میاره، 

در هنگام حرف گوش ندادن گفتن دوباره و چند باره و در نهایت تنبیه عادلانه 

در مورد زدن کافیه هر دفعه دستش رو بگیری اونم با آرامش و بهش بگی زدن کار بدیه دیگه منو نزن 

چند بار تذکر بده اگه روند رعایت کردنش پیشرفت داشت که هیچ ولی اگه نداشت تنبیه عادلانه و محروم کردن از چیزی که خیلی دوست داره 

از زمان کم شروع کن 



من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
سلام روياي عزيزم خيلي خوشحالم كه يه فرشته ي نجات مثل تو پيدا كردم دارم زندگيمو به كمك توي مهربو ...

عزیزم با مساله سمعکش عادی برخورد کن انگار اصلا مساله جدا و مهمی نیست 

جلو بچه و دیگران در مورد مشکلش صحبت نکن 

چیزی رو تعریف نکن اگه سوالی شد ردش کن و بعدا در موردش صحبت کنید 

اگه خودش سوالی کرد عادی بگو بعضی ها لازم دارن که استفاده کنن 

حالت چهره و طبیبیان عادی باشه نگاه نگران و دلسوزانه و لحن ترحم آمیز اینا همش باعث میشه بچه مشکلش رو بزرگ ببینه و اعتماد بنفس ش 

کم بشه 

درانجام هیچ کاری و در هیچ مواقعی بخاطر مشکل منعش نکنید و یا کمکش نکنید 

مثلا تو نمیتونی چون کم شنوا هستی اجازه بده انجام بده اگه کم خواست دخالت کنید 

در مورد خجالتی بودنش باید صبور باشید و کم کم رفع کنید

مثلا در مورد شیر خوردن، عروسک رو میاره، عکسالعمل شما چجوریه؟این خیلی مهمه که خجالت رو در این مورد بزاره کنار 

اگه شما با این مورد کنار اومدی پس دخترت هم ادامه میده با این روش 

اول باید بهش یاد بدی نوع رفتار و رک بهش بگی

مثلا دختر گلم هر وقت شیر میخوای خودت بیا بگو من به عروسکت اصلا شیر نمیدم چون این شیر فقط برای تو هست 

حالا اگه دوباره آورد و بعد خواست خودش بیاد بگو وای عروسکت همه شیر ها رو خورد دیگه ندارم حالا صبر کن تا دوباره شیر بیاد 

چند لحظه صبر کن بگو آها الان دوباره اومد بیا عزیزم شیر بخور ولی یادت باشه دفعه دیگه اول خودت بیای شیر بخوری 

این روش بهش میگه که اگه خجالتی باشه امکان داره موقعیت و یا چیز مهمی رو از دست بده 

و سعی میکنه روشش رو عوض کنه 

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨
رویاجان من خانه دار هستم و درباره توجه با هم نقاشی، تاب بازی در خانه و ..هستدر روز بوسش میکنم بغلش م ...

عزیزم دخترت جز بچه های بسیار حساس و عاطفی هست و براش احساس طرف مقابل بسیار مهمه و مدام حواسش هست که طرف ناراحت نباشه و یا خودش باعث ناراحتی طرف نشه

این مهربونی تا حدودی خوبه ولی اگه زیاد بشه آسیب میبینه 

علت جلب توجه چهره های گریان برای دخترتون هم همینه 

عزیزم این رفتار به مرور کم رنگ میشه و یا پر رنگتر و مضر 

در برخورد با همسالان و در آینده با همکلاسیهای دقت کن از حقش نگذره و مهر طلب نشه

باید از همین الان شروع کنی آموزش بدی بهش 

در خانه هم نسبت به شما اگه این رفتار مهر طلب رو داره سعی کن با گفتن و آموزش رفع کنی 

اگه چهره گریان رو نشون داد ..ازش سوال کن چرا اینو نشانم دادی یا بنظرت چرا داره گریه میکنه ؟

خب الان ما چکار کنیم؟

جوابی که به این سوال ها میده خیلی مهمه و میتونه شما رو راهنمایی کنه که چجورفتاری با دخترتان داشته باشید .

من با پذیرش ارزنده ترین آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت.😍😍تجلی نیروی بالقوه من موجودیت مرا معنا میبخشد.و کائنات و نیروی های یاری دهنده خداوند همه در جهت رسیدن من به آرزوهایم همسو شده اند 💫✨💫✨

سلام بانو 

عیدتون مبارک..

من بیشتر کامنت های هردو تایپیک تونو خوندم ممنون از وقتی که میزارید..

من مامان ۲۸ساله ی طاها کوچولو ام   

پسرم ۲سالو ۱۰ماهه هست 

خداروشکر با همسرم و پسرم رابطه ی خوبی دارم 

گاهی بازی های ۳نفره گاهی ام دونفره انجام میدیم 

کلا کودک درونم فعاله حتی با بچه های فامیل ام بازی می‌کنم همراه پسرم .. به تغذیه اش خیلی توجه میکنم بیشتر دوست دارم سالم خور باشه و خداروشکر موفق بودم گاهی ام خوراکی های کوچیک بهش میدم..پسرم با ادبه همه اطرافیان دوسش دارن و ازش تعریف میکنن البته شیطون ام هست ک طبیعیه..

نوازش و بوسیدن و بغل کردن و محبت هر روز یا چندبار درروز با پسرم دارم. چندتا نکته راجب طاها ذهن مو درگیر میکنه 

مثلا وقتی بهش خوراکی میدم اگه پدرش بگه ب من بده بهش میده حتی اگه مثلا یه دونه پاستیل داشته باشه ولی وقتی من و مامانم بهش بگیم حتی چندتا خوراکی داشته باشه نمیده میگه نه یا سریع میخوره من همیشه از خوراکی خودم بهش میدم ک یاد بگیره یا ب پدرش میدم.یا بعضا اگر بده با اکراح میده.میخوام دلیل شو بدونم..

یکی ام درمورد پوشک گرفتن وقتی ۲سال و ۷ ماهش بود ب اسرار شوهرم و اطرافیان از پوشک گرفتمش گرچه خودم راضی نبودم ومیخواستم بعد ۳سالگی این کارو انجام بدم.پسرمم خیلی باهوشه همه چیو متوجه میشه وهمه حرفی میزنه ولی ۳ماه تلاش کردم موفق نشدم.براش جایزه خریدم بچسب گرفتم بچسبونه ب دسشویی تشویقش کردم اگه خودشو خیس می‌کرد دعواش نمیکردم ولی فایده نداشت و مجدد بستمش.البته این اواخر گاهی خودمو شوهرم چون خسته شده بودیم گاهی دعواش میکردیم. حالا میخوام چندماه دیگه دوباره اقدام کنم  به نظرتون اون تلاش ناموفقم تاثیر منفی میزاره روش؟

بر چهره ی دلگشای مهدی صلوات..اللّهُم صَل عَلی محَمَد وَآل مُحمد وعَجِّل فرَجَهُم ، برای تعجیل در ظهور صلوات و دعای فرج فراموش نشود...حاجت روایی باشین  

واینکه پسرم قصه دوست داره گاهی از روی کتاب براش قصه میگم گاهی ام از بچه گیش یا از بچه گی خودم تعریف میکنم خیلی با علاقه گوش میده و بعدا خودش تعریف میکنه..

مثلا بهش گفتم من دعا کردم خداتوروبهم داد گذاشتت تو دلم 

من خوشحال شدم خانوم دکتر تورو از دلم آورد بیرون گفت چ پسر قشنگی  بعد دیدم ب دختر عموش تو بازی میگفت این خرسه توی دلم بوده خانوم دکتر از دلم درآورده  یا میگفت خدایا این ببعی رو بزار تودلم  حالا کارم اشتباه بوده ک این قصه هارو براش تعریف کردم؟

یا خودش کارهای اشتباه و میدونه ولی گاهی انجام میده مثلا میگه من ب وسایل مامانم بابام دست نمیزنم وسایل خودم دست میزنم منم میگم آفرررین شما خیلی آقایی   ولی باز دست میزنه برخوردم چی باشه  

بر چهره ی دلگشای مهدی صلوات..اللّهُم صَل عَلی محَمَد وَآل مُحمد وعَجِّل فرَجَهُم ، برای تعجیل در ظهور صلوات و دعای فرج فراموش نشود...حاجت روایی باشین  

سلام ‌.رویا جان چه خوب که هنوز تاپیک فعاله 

راستش نمی‌دونستم کجا بگم که تاپیک شما را تو علاقه مندیام پیدا کردم . خیلی دوست دارم اینجا را کامل بخونم وقت نکردم 

بگذریم 

امروز یه دل سیر گریه کردم از دست پسرم 

یکی دوباره غذا که بهش میدم می‌ره غذا را میماله به تلویزیون و میز تی وی.منم که همیشه خدا سرم به کارای ناتموم خونه هست یهو میبینم گند زده.کلا خونه زندگی را نابود کرده .هیچی سر جا خودش نیست.هر روز هم یه خرابکاری یاد میگیره.بخدا خسته شدم . شاید بعضی کاراش خیلی هم اهمیت نداره و طبیعی هست با این سن. دو سال و سه ماهه هست .اما من زیادی حساس شدم.از بس موندم تو خونه و بخاطر خونه داری و بچه داری پامو از خونه بیرون نذاشتم و حرص در و دیوار کثیف کردنش را خوردم اینه که اعصابم خیلی خیلی ضعیف شده.کلا روحیه م که از ریشه داغون هست با کارای این بچه بدتر هم شدم.

از صبح تا شب سر پام .ولی خونه زندگی م انگار بمب ترکیده . اسباب بازی هم زیاد تو دستو پاش نریختم که بگم شلوغی اونا هست....

احساس میکنم عمرم داره تلف میشه.چون کلی کار هنری بلدم و میتونم ازش درآمد داشته باشم .اما نه بچه میزاره نه کارای خونه...

از طرف دیگه اینجا میبینم چقدر خانمها هستن که آرزوی بچه دارن و من با کوچکترین اتفاق بهم میریزم . ضمن اینکه خودمم قبلا یکم مشکل جزیی داشتم و با مصرف دارو باردار شدم 

دست کسی هم نمیتونم بسپارمش که اقلا چند ساعت توی روز راحت باشم.گاهی عصرا شوهرم میاد بیرون میبرش که دیگه اون موقع هم آنقدر خوردم حوصله هیچ کاری رو ندارم







اینم بگم وقتی عصبانی میشم خیلی سرش داد میزنم .طوری که خودم گلوم ملتهب میشه .این اواخر که اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم و حتی چند بار پیش اومده که زدم تو صورت بچم😔  

بعدش خیلی پشیمون میشم و به گریه میفتم خودم.اما دیگه چه سود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز