خیر ندیده ها
ماام از خونه خواهرشوهرم برگشته بودیم با مادر شوهرم اینا بودیم دم خونه ی مادرشوهرم نگه داشتیم ک بره خونشون دیگه اصرار کرد ی دقه بیاین ناهار بخورینو وبرید
رفتیم وبرگشتیم دیدیم شیشه ماشین خورد شده فقط گفتم گوشیم اخه گوشیم داخل ماشین بود
ولی خداروشکر ندیده بودن
کیفمو بردن ک داخلش ساعت خرید عروسیم بود🥺ک هنوزم نخریدمش با کلییی لوازم ارایشی وادکلن اینا نکبتا😔