من یه همکار داشتم این از من خوشش اومده بود خانواده ش شهرستان بودن خودش تهران یه لهجه ی با مزه ای هم داشت آقا هر روز صبح قبل از اینکه من برسم یه کیک شکلاتی با آب انار ترش میذاشت رو میزم گلاب به روتون تا شب یه پام تو دستشویی بود
دیگه همه فهمیدن تو شرکت و کلی ضایع شدیم همکارا رفتن به مدیرمون گفتن مدیرمونم صداش کرد اونم گفته بود قصدمون ازدواجه
هی یادش بخیر