چن روز بود بانامزدم رفته بودیم مسافرت امروزم بافامیلای من رفتیم سیزده بدربعدش نامزدم یه ساعتی میشه راه افتاده رفته تهران من موندم چون قراره جایی بریم باخانوادم....خیلی مشکلات داریم ولی دلم براش تنگ شده😢😢😢😢اصلا یه حالیم😭😭😭😭
من خدارو اونجایی دیدم که برنامه های منو بهم میزد تا قشنگترشون کنه دورت بگردم خدا❤🌺
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.