2777
2789
عنوان

خنده دارترین خاطراتتون چی بوده؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1286 بازدید | 76 پست
وای اینقدر خندیدم شوهرم بیدار شد ترسید.وای چقدر وقت بود اینجوری نخندیده بودم

عه خداروشکر که خنده رو لب کسی اوردم😊

از نظرم خوشت نیومد،رد شو...مجبور به ابراز وجود نیستی😄 اگه جوابتو ندادم بدون ارزش واکنش نداری الکی خودتو جر نده😙🤚🏻

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

من یه چیز خنده دار میگم  هر وقت یادم میوفته از خنده میمیرم

یه فامیل داریم یه پسر چند ساله هست تو فامیلمون   این خاطره رو تعریف میکنم مربوط بچگیامون هست       بعد تو باغ بودیم   این پسره میشه پسر عمم     داشتیم با هم بازی میکردیم بچه های کوچیک     ما مثلا هفت ساله میشدیم   پسر عمم اونموقع میشد ۲۰ سالش      اونو چون سنش بالا بود بازی نمیدادیم   نمیدونم چی شد وای خدا😂😂😂😂😂😂😂لاغر بودیم ما😂😂😂😂😂😂😂وای جیشم گرف بزارین برم جیش کنم بقیشو بگم

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

اخیش😅😅

ما لاغر بودیم   پسر عمم قد فیل    نمیدونم چی شد    دستشو مث مشت باز شده کرد  از یکی از پشت( از یکی از ک و ن)  ابجیم گرف بلندش کرد   ابجیم ماتش برد    مظلوم نگا میکرد انگار بهش تجاوز شده     وای من این صحنه رو دیدم غش غش میخندیدم  نمیدونسم بخندم یا غیرتی بشم  من غش کرده بودم  داداشم غیرتی شده بود  رفت چوب اورد با تمام وجودش زد چوب شکست ولی اون هیچچیش نشد هر هر میخندید

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

من هر وقت پریود بشم روده هام شل میشن  نمیدونم چرا   یه بار ابجیم روبروم نشیته بود داشتیم بازی میکردیم   بعد من پامو یکم اوردم بالا یکی ول کنم  یه جور صدا داد صدای عجیب انگار مثلا اسهال شد      دو تامونم بهت زده شدیم   ابجیم نیم خیز شد گف ریددددد   گفتم نننننننن     بعد نشست ادامه بدیم بازی رو   یه بووووووی اسهالی پیچید خفه شدیم ابجیم فریاد کنان ریدددددد بدو بدو ذفت منم پا شدم لنگان لنگان رفتم دستشویی😂😂😂😂😂😂هر وقت عکس العمل های ابجیم یادم میاد از خنده میترکم

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

خشتکم بود یاخشتک بابام😒😒

خشتک بابات نبود  همون که جلو دوستاش پایین کشیدی شلورشو؟؟ن اون نبود  خشتک خودت هم نبود همون که ده سالگی شوهر میخواستی مو های اونجات!! اونم نبود       یه چی دیگه بود

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

امشب رفتیم بازار منو همسرم و دوستش..موقع برگشت اسنپ گرفتیم وسایلمون زیاد بود همسرم میخواست به راننده بگه صندوق و باز کن اشتباهی گفت کاپوتو باز کن

رانندهه برگشت یه نگاهی کرد ماتش برد گفت با کاپوت چکار داری باز همسرم گفت کاپوتو بزن دیگه‌.منو دوستشم وسط خیابون مرده بودیم از خنده ..خیلی خنده دار بود مخصوصا اونجاش که راننده هنگ کرده بود‌‌..نمیتونستیم خودمونو جمع کنیم

آره من روانشناسم همتونو خوب میشناسم 🤙🏻

یادمه ۱۰ ۱۱سالم بود عقد داداشم بود براش جشن گرفته بودیم  هی میرفتم لباس عوض میکردم که بگن وااای این چقد شیکه چقد لباس داره ااااااه ااااه یادم میوفته حالم بدمیشه همشم میومدم جلو دوربین میرقصیدم یه آدامس گنده هم انداخته بودم دهنم   

امشب رفتیم بازار منو همسرم و دوستش..موقع برگشت اسنپ گرفتیم وسایلمون زیاد بود همسرم میخواست به راننده ...

منم همیشه کاپوتو با صندوق    و شیشه ی ماشین رو با پنجره اشتباه میکنم      اونبار ب راننده تاکسی گفتم پنجره رو ببندین   وای از خجالت میردم

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

یبار با جاریم که خیلی باهم رفیقیم رفته بودیم بیرون موقع برگشتن خیلی خندیدیم هوا سرد بود وسطای پاییزم ...

وای منم یه بار لب ساحل بودیم با مامانم..مامانم یه چیزی گفت من دیگه نتونستم خودمو تحمل کنم اینقد خنده دار بود و سریع رفتم تو دریا و ... 😅😅😅😓

آره من روانشناسم همتونو خوب میشناسم 🤙🏻

10 12 سالم بود بعد از ظهر مامان بابام خواب بودن داداشم جفت مامانم دراز کشیده بود هی مسخره بازی درمی ...

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂هلاک شدم رفت

ب قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند                              خدا جز انها کس دیگر را هدایت نکرده
حالم بهم خورد کجاش خنده دار بود اخه 🤮🤮🤮

همین که ابجیم حالش ب هم خورد خندم میگیره😂😂😂طفلی هیچی هم بهم نمیگف   حالا من بودم پوستشو میکندم

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792