2777
2789
عنوان

مادرشوهرمو با خاک یکسانش کردم

5078 بازدید | 107 پست

سلام.

هر وقت رفتیم خونه مادرشوهرم یا هر وقت اون میاد یه برنامه ای داریم ما

از شانس بدم خونشون پایین خونمونه هر وقت دلش بخواد میاد و هر چی دلش بخواد میگه و میره

امشب رفتیم خونشون.شوهرم واسم تازه یه گوشی گرفته چند روزه دارم استفادش میکنم

دو روزه بهش میگم اسپیکر گوشیم‌ مشکل داره.رفتیم پایین شوهرم داشت با گوشی من زنگ میزد به کسی.بعد که زد رو اسپیکر گفت عه این مشکل داره پس چرا الان میگی دیگه تحویل نمیگیره ازم.

هر چی میشه میگه تو مقصری

خلاصه مادرشوهرم که خیلی حسودیش شده بود که شوهرم واسم گوشی گرفته و حتی یه تبریکم بهم نگفت خوشحالی تو چشماش مووووج میزد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شوهرم بهم گفت برو کارتن و فاکتور گوشیتو از بالا بیار.

باباشم میخواست بره بیرون کار داشت.

من کلیدشونو برداشتم که بعد که برگشتم اینا زحمت نکشن پاشن آیفونو بزنن.

کلید همدیگه رو داریم

رفتم بالا و اومدم در حیاط رو باز کردم دیدم باباش میخواد با موتور بره تو حیاطه

منم دقیقا مثل شمام طبقه بالا میشینیم حالا من با پدر شوهرم مشکل دارم 

تصادف میکنه منو مقصر میدونه 

خونه را اتیش زده منو مقصر میدونه در صورتی که اصلا من تو اتفاقاتش نیستم 

هیچی هم نمیتونم بخرم چون با شوهرم غر میزنه 

اعصابمو دیگه خورد کردن اه 

شوهرم میگه زندگیمونو نی نی سایت خراب میکنه   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز