2777
2789
عنوان

مادرشوهرم هر روز میاد خونم

| مشاهده متن کامل بحث + 1424 بازدید | 52 پست
مرسی عزیزم خدا عزیزانت رو برات نگه داره  والا فعلا ک هیچی بهم ندادن ...بعد خاکسپاری بحثم شد با ...

عزیزم شما حتما با ی  وکیل مجرب مشورت کن و مھریہ تو اجرا بذار تا از اموال ھمسرت حقت پرداخت بشہ و بقیہ انحصار وراثت بشہ۔بعید نیست از چنین خانوادہ ای کہ بہ زودی ادعای ارث نکنن از اموال ھمسرت۔خداوند ھمسرت رو ببخشہ و بیامرزہ و بہ شما صبر جمیل عنایت کنہ ان شاءاللہ😘

اقرار میکنم کہ خدایم فقط توئی*ھر آنچہ ماندہ است برایم،فقط توئی*شاھدترین بہ خلوت شب ھای تارِ من*سامع ترین بہ زمزمہ ھای نزارِ من*طوفان غم ز گریہ جدایم نمیکند*موج است، موجِ غم کہ رھایم نمیکند*انگار کہ روضہ ای بہ دلم دم گرفتہ است*بغضی ھزار سالہ گلویم گرفتہ است*چشمم بہ لطف توست اگر زندہ ام ھنوز*عاصی و روسیاہ،ولی بندہ ام ھنوز۔۔۔پروردگارِ یوسفِ تنھا درون چاہ* فریادرس ترین بہ غمِ قلبِ بی پناہ*پروردگارِ یونسِ در عمقِ آبھا*پروردگارِ قلبِ رئوفِ رباب ھا*پروردگارِ مردمِ شب ھای انتظار*پروردگارِ چشم بہ راھانِ بی قرار۔۔۔۔

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عزیزم شما حتما با ی  وکیل مجرب مشورت کن و مھریہ تو اجرا بذار تا از اموال ھمسرت حقت پرداخت بشہ و ...

سلامت باشی ممنون. اره تو فکرش هستم با وکیل مشورت کنم .فعلا تحت درمان روانپزشکی هستم‌ . حالم هنوز نرمال نشده 

 حضرت زین العابدین ع فرمودند: فردای قیامت خداوند مقامی به عمویم ابالفضل عنایت کند همه شهدا حسرت ببرند ب مقام ابالفضل
سلامت باشی ممنون. اره تو فکرش هستم با وکیل مشورت کنم .فعلا تحت درمان روانپزشکی هستم‌ . حالم هنوز نرم ...

تا دیر نشدہ اقدام کن عزیزم و در کنارش درمانتو ادامہ بدہ۔درضمن بچہ ھاتم بعد از فوت پدر حضانتشون با شماست و فقط بدون اجازہ ی پدربزرگشون نمیتونی از کشور خارجشون کنی یا دخترت ازدواج کنہ و ھیچ کسی نمیتونہ ازتون بگیرتشون۔ان شاءاللہ حالت ھرچہ زودتر خوب بشہ😘

اقرار میکنم کہ خدایم فقط توئی*ھر آنچہ ماندہ است برایم،فقط توئی*شاھدترین بہ خلوت شب ھای تارِ من*سامع ترین بہ زمزمہ ھای نزارِ من*طوفان غم ز گریہ جدایم نمیکند*موج است، موجِ غم کہ رھایم نمیکند*انگار کہ روضہ ای بہ دلم دم گرفتہ است*بغضی ھزار سالہ گلویم گرفتہ است*چشمم بہ لطف توست اگر زندہ ام ھنوز*عاصی و روسیاہ،ولی بندہ ام ھنوز۔۔۔پروردگارِ یوسفِ تنھا درون چاہ* فریادرس ترین بہ غمِ قلبِ بی پناہ*پروردگارِ یونسِ در عمقِ آبھا*پروردگارِ قلبِ رئوفِ رباب ھا*پروردگارِ مردمِ شب ھای انتظار*پروردگارِ چشم بہ راھانِ بی قرار۔۔۔۔
هیچوقت در حقم مادری نکرد تو دوران عقدم یا شب عروسیم یا شب تولد بچم هیچوقت واسم کادو نخریده بگم طولا ...

عزیزم درکت میکنم اینو بدون هیچوقت مادر شوهر برا آدم مادر نمیشه منم یه ماه پیش دستم تنگی کانال داشت دکتر برام آمپول زد گف استراحت کن اصلا تکون نده اسم آمپول کوچیکه وقتی میگم آمپول شاید یکی بشنوه بگه خوب برا آمپول چه پرسیدنی ولی بخدا خیلی سخت بود هشت تا زد سه تا از گردنم دوتا از دستم سه تا موضعی هم برا گردنم آتل داد هم دستم خلاصه من یه هفته رفتم موندم خونه ی مامانم به قرآن مادر شوهرم یه بارم زنگ نزد حالمو بپرسه یا بگه یه وعده هم پاشو بیا خونه ی ما اگه کار داشته باشن زود زنگ میزنن پاشو بیا ولی حالا که میدونن دستم درد میکنه نمیتونم کار کنم دیگه یادشون نمیفتم  دختراش هم زنگ زدن از خونه ی مادرشوهرم  نگف گوشی رو بدین منم باهاش حرف بزنم یا بهشون بگه من بلد نیستم شماره بگیرم شما بیاین شماره بگیرین من حالشو بپرسم اونروز که روز مادر رفتیم ببینیمش صد تومن پول بردیم با دوشاخه گل گرفتیم دخترام دادن بهش سی تومنم دادیم به اونا منو دیده میگه همش از شوهرت می‌پرسم ها حالتو منم گفتم ممنون خوبم بخدا دکتر همون روز مادر بهم گفت باید عمل شی بهشون نگفتم از ناراحتی گفتم واسه چی بگم اینا که براشون مهم نیست حال منو بپرسن ول کن مهم نیست خودتو ناراحت نکن 

لطفا برا سلامتیه مامانم صلوات بفرستین ممنون 
عزیزم درکت میکنم اینو بدون هیچوقت مادر شوهر برا آدم مادر نمیشه منم یه ماه پیش دستم تنگی کانال داشت د ...

فدات منم همین مشکل تو رو داشتم دستمو عمل کردم

با اینکه تو یه ساختمون زندگی میکردیم

صبح با شوهرم پاشدم رفتم عمل کردم حالا بگذریم چندین بار تزریق انجام دادم و استراحت که جواب نداد،یکبار نیومد یه کاسه واسم جابه جاکنه

روز عملم خانم مولودی گرفته بود😐😐

من شب اومدم خونه ساعت ۱۰شب اومده بهم میگه تصمیم گرفتم مولودی بگیرم واسه سلامتی اون یکی عروسم😞

تا ۲و ۳شب میزدن و میرقصیدن

منم دستم عمل کرده پانسمان با یه بچه کوچیک شیرخوار تنها توخونه

بچم از صداشون خوابش نمیبرد و گریه میکرد

دفعه بعدم که رفتم اتاق عمل واسه کورتاژ بازم مهمانی گرفته بود کل فامیلاشو دعوت کرده بود به هیچکس هم نگفت عروسم تو اتاق عمله

گفت خونه پدرشه😞😞

بعد جلو من عشوه میاد و قربون صدقم میره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792