فدات منم همین مشکل تو رو داشتم دستمو عمل کردم
با اینکه تو یه ساختمون زندگی میکردیم
صبح با شوهرم پاشدم رفتم عمل کردم حالا بگذریم چندین بار تزریق انجام دادم و استراحت که جواب نداد،یکبار نیومد یه کاسه واسم جابه جاکنه
روز عملم خانم مولودی گرفته بود😐😐
من شب اومدم خونه ساعت ۱۰شب اومده بهم میگه تصمیم گرفتم مولودی بگیرم واسه سلامتی اون یکی عروسم😞
تا ۲و ۳شب میزدن و میرقصیدن
منم دستم عمل کرده پانسمان با یه بچه کوچیک شیرخوار تنها توخونه
بچم از صداشون خوابش نمیبرد و گریه میکرد
دفعه بعدم که رفتم اتاق عمل واسه کورتاژ بازم مهمانی گرفته بود کل فامیلاشو دعوت کرده بود به هیچکس هم نگفت عروسم تو اتاق عمله
گفت خونه پدرشه😞😞
بعد جلو من عشوه میاد و قربون صدقم میره