من از سکوت استفاده کنم یک گزارش بدم
امروز برخلاف بقیه روزای قرنطینه به لطف پسرم صبح قبل هفت بیدار شدم و یک ساعتی پسر کوچیکم رو سرگرم کردم تا بقیه بخوابن.
برای صبحانه تخم مرغ آبپز گذاشتم
همسرم قبل از رفتن سیم پشت هود رو چسب برق زدن و لوله فاضلاب لباسشویی که نشستی داشت درست کردن
بعد رفتن همسرم، با پسر بزرگم لیست کارها رو نوشتیم و شروع کردیم
من آشپزخونه رو مرتب کردم و ظرفها رو شستم و پشت و زیر یخچال رو شستم
پسرم هم هال رو مرتب و جارو و گردگیری کرد
دخترم هم دو تا داداش کوچیکش رو تو پذیرایی سرگرم میکرد در همین حین اسباب بازی ها رو هم جمع کردن
نهار هم درست کردم
بعد هم رفتم تو لاندری که به شدت کثیف شده بود و آب خروجی لباسشویی ریخته بود کف
لباسشویی رو از برق کشیدم و کف رو آب کشیدم و تمیز کردم و آشغالها رو جمع کردم، پشت و دیوارهای لباسشویی رو شستم
الانم از کمر درد و پادرد نشستم پای اخبار، یکم دیگه هم نهار انشاالله، بعدش هم ادامه لاندری و تمیز کردن دو تا کابینت اونجا
احتمالا عصر هم مجبورم برم بیرون 😷 اونم خرید،