خانماااا
شوهرم موسسه حسابداري داره و منم يكي از نيروهاشم و درجريان تمام كارها هستم
از وقتي باردار شدم خيلي كم ميرم سركار و يكي رو جايگزين من اوردن
جمعه شوهرم رفته بود سركار منم پشت تلفن پرسبدم بچه ها كيا اومدن گفت خانم فلاني ،گفتم كيه؟!؟ اخه نشناختم
گفت جديده
بعد اومد خونه گفتم قرار بود نيرو بگيري؟!؟ گفت نه داشتم واسه فلان شركت نيرو مصاحبه ميكردم ديدم طرف ميگه فرز هستم گفتم پاره وقت برا منم كار كنه
در صورتي كه ميدونم اصلا نيازي نداره اخه نيرو ثابت چندتا داره
ديشب به گوشيش نگاه ميكردم متوجه شدم با اين خانم خيلي راحته و شوهرم بهش گفت فلان ساعت بيا فلان شركت اونم گفت كارهامو انجام بدم ميام و شوهرم براش استيكر بوس فرستاده بود.
اولش عصباني شدم بعد گفتم شايد دستش خورده ولي وقتي ازش پرسيدم گفت نه مگه چيه تو منفي هستي تو نگاهت بده
منم باهاش قهرم