چند سال پیش دوتا از بچه های همسایه امون که خیلی صمیمی بودن با هم سر یه توپ دعواشون میشه دوتاشون ۱۶ ۱۷ ساله بودن. بعد یکیشون با چاقو پیزنه اون یکی رو میکشه.البته ناخواسته
دادگاه براش حکم اعدام بعد از سن هیجده سالگی میبره. یعنی دو سال وقت داشتنتا خانواده ی قاتل رضایت خانواده ی مقتول رو جلب کنه. هر کاری کردن .حانواده ی مقتول قبول نرکدن و گفتن ففط اعدام. خلاصه روز اعدام میریه و بازهر کاری کردن نشد. ولی همین که پسره رو اعدام کردن.پادر مقتول حالش بد شد. پدر مقتول سکته کرد. و عذاب وجدان روانیشون کرده بود. که چرا میتونستن ببخشن و نبخشیدن. خود میتول اومده بود تو خواب مادرش گفته بود نزارید اعدام بشه. ولی قبول نکرده بودن.