2789
عنوان

دخترای دیونه زندگیم رو بهم ریختن

592 بازدید | 21 پست

سلام میشه کمکم کنید من پنج تا دختر عمه دارم که دوتاشون ازدواج کردن و خونشون اصفهانه ولی این سه تا آخری که ازدواج کردن خونشون توی شهر خودمونه از لحاظ سطح مالی خانوادگی از ما پائین ترن و پدرم خرجشون رو می‌داده ولی الان که ازدواج کردن وضعشون خوب شده 

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من خودم تک دخترم و با یه برادر اصولاً توی زندگیمون کاری به کسی نداریم و اصلا دوست نداریم توی زندگی کسی دخالت کنیم برادرم تازه ازدواج کرده و اینا میبینن که بابام خیلی هوای داداشم و زنش رو داره دارن حسودی میکنن به هر بهانه ای که شده یه حرفی به زنداداشم میزنن اونم دختر خوبیه و اصلا به کسی کاری نداره

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم
من خودم تک دخترم و با یه برادر اصولاً توی زندگیمون کاری به کسی نداریم و اصلا دوست نداریم توی زندگی ک ...

چ بی شخصیت رفتوامدو قطع کنید بهترین کار

😘😘😘لطفا برای زندگیم و عاقبت بخیریم ی صلوات بفرستین 🤩😘😘😘😘

مادرمم سر این مسئله خیلی حرصش گرفته که چرا بیخود و بیجت میپیچن به زندگی این دوتا جون سر یه موضوعات کوچیکی که پیش اومده یه کولی بازی دراوردن که ما اصلا موندیم باید چی جوابشون رو بدیم دختر عمه کوچیکم زنگ زد به مامانم و شروع کرد به داد وبیداد

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم
چ بی شخصیت رفتوامدو قطع کنید بهترین کار

مشکل همینجاست حرف ماهم همینه ولی بابام این کارو نمیکنه و میگه شماها باهاشون کاری نداشته باشید و ایشونم از این طرف همه جوره تامینشون می‌کنه که بیشتر حرص آدم رو در میاره تازه بعضی اوقات با بابام دعواشون میشه و آنچه که نباید از دهنشون در میاد و میگن

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم

دیشب شام خونه پدر بزرگم بودیم که بعد شام اونها با چند تا از فامیل های خودشون اومدن بعد منم بخاطر اینکه اونا بودن رفتم درو باز کردم گفتم زشته سلامشون نکنم سلام کردم خواهر بزرگه روسو کرد اونطرف و اونیکی خواهرشم بینیشو انداخت بالا و رد کردن

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم

منم خیلی حرصم گرفت از دست این حرکتشون و وقتی رفتن به بابام گفتم لطفاً شما هم مارو آدم حساب کن و قطع رابطه کن ایشونم باز از اونا پشتیبانی کرد و گفت خوب بهت اومده نباید اصلا سلام میکردی و گفت بوده و منم قهر کردم رفتم تو بالکن شب خوابیدم از صبح هم هر چی بابام اومده و نازم رو می‌کشه اصلا اهمیت ندادم

مرا عهدیست با جانان تا جان در بدن دارم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز