یه مادر شوهری دارم که دوست نداره پسرش بیشتر از اون زنشو دوست داشته باشه و باهاش خوب باشه...
حسوده...سیاست بازه...
نمیخواد بچش مستقل باشه و روپای خودش باشه...
به عروسش میرسه و اینا ولی بیشتر وقتا جلو شوهرش اشتباهاتشو میگه...ک مثلا زنت اینطوره و من بهترینم...یجوری بعد زایمانم هووی من شده...حتی انگار زورش میاد از بچه داری چیزی یادت بده...
ازش تعریف کنی و باهاش موافق باشی سوارت میشه..کلا میخواد روت حاکم باشه ولی من از زور گفتن و چشم گفتنای الکی خوشم نمیاد..
زیاد هم اهل دروغ هست...
بچمو میخواد فقط پیش اون باشه ک به اون عادت کنه ..کلا زورش میاد بچم پیش من ساکت بشه ولی پیش اون نه...وووووو.....