2777
2789
عنوان

سلام! صبام!

| مشاهده متن کامل بحث + 50227 بازدید | 335 پست
اره سعيدم بره كتكشون بزنه😂

دقيقا😁😁😁

وقتی فکر میکنم ممکن است تمام زندگیم را از قبل نوشته باشی ،لبخندی مسرت بخش تمام وجودم رادربرمیگیرید و دیگر مانند گذشته برایم رعب آور نیست .وای خدا چه زیباست زندگی که به دستان تو نوشته شده باشد .و من بیصبرانه منتظر فرداهایی زیبا و خداگونه و هستم.فرداهایی که خوشبختی عشق خداگونگی موفقیت معنویت ثروت  تلاش دانش معرفت نبوغ سلامتی زیبایی آرامش ومعجزات خدانوشت، بینظیر برایمان در نظر گرفته ای......⁦❤️⁩⁦⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦خدایا با تمام وجود تلاش میکنم در دستانت آسوده به نظاره بنشینم،تا مبادا با خودمحوریم خدانوشتهایت را خدشه ای وارد شود .(((و اینست راز تو برای همه مان که خوشبختی ها را پاک کردیم و .........)))

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

يك حسي بهم ميگه تو همون عسل روان پريشي كه ماه ها همه رو سركار گذاشتي  اين داستانتم زاييده تخيل ...

عسلي كه ميگيد 

چند تا داستان مگه سرهم كرده يود ؟؟؟

وقتی فکر میکنم ممکن است تمام زندگیم را از قبل نوشته باشی ،لبخندی مسرت بخش تمام وجودم رادربرمیگیرید و دیگر مانند گذشته برایم رعب آور نیست .وای خدا چه زیباست زندگی که به دستان تو نوشته شده باشد .و من بیصبرانه منتظر فرداهایی زیبا و خداگونه و هستم.فرداهایی که خوشبختی عشق خداگونگی موفقیت معنویت ثروت  تلاش دانش معرفت نبوغ سلامتی زیبایی آرامش ومعجزات خدانوشت، بینظیر برایمان در نظر گرفته ای......⁦❤️⁩⁦⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦خدایا با تمام وجود تلاش میکنم در دستانت آسوده به نظاره بنشینم،تا مبادا با خودمحوریم خدانوشتهایت را خدشه ای وارد شود .(((و اینست راز تو برای همه مان که خوشبختی ها را پاک کردیم و .........)))

عزیزززم صبا جان

تاپیکهات رو خوندم از روی نوشته هات مشخصه که عشق پاکی داری و البته سعید هم مشخصه خیلی مرده ان شائ الله هرچی خیر و صلاحته پیش بیاد

یه چیز به ذهنم رسید که خواهرانه بهت بگم ببین تو چنننند سال عاشق سعید بودی و حالا گفتی بهش. نمیشه از اون توقع داشت که سریع عمل کنه شاید اون هم نیاز داره چند سال با خودش و سرنوشت بجنگه و دو دوتا چهار تا کنه. خب کم موضوعی هم نیست جلوی پدرت ممکنه خجالت بکشه کسی که براش پدری کرده حالا بگه دخترتو میخوام. این که بهت گفته دیر گفتی صبا جان نشون میده که یه مدتی شاید سالهای پیش فکرش درگیرت بوده و با فکر خودش جنگیده به خاطر همین قضیه خواهر برادری و تو خودش کشته اون حس رو و الان با ابراز علاقه تو سرباز کرده. برای همین اینقدر بهم ریخته و یک شب خونه نیومده و عصبانی بوده. خواستگاری رو کنسل کرده تا به خودش فرصت بده و عجولانه تصمیم نگیره و هم به خودش هم به تو فرصت بده که عاقلانه تصمیم بگیرین. پس فقط صبور باش. راحتش بذار بذار فکراشو بکنه تو حرفت رو زدی الان اون میدونه که تو دوستش داری و دیگه احتیاجی به دوباره گفتن و ابرازش نیست که اگه این کار رو بکنی از فشار این قضیه فرار میکنه. پس بذار تو آرامش با خودش تصمیم بگیره. تو هم تو این روزا سعی کن عاقلانه فکر کنی و آتیش این عشق رو شعله ور نکن سعی کن آرام تر و منطقی تر بهش فکر کنی و بسپارش به خدا ان شائ الله که بهترین اتفاق برات رقم بخوره عزیزم

گر نگهدار من آن است که من میدانم                                         شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
سلام خانما مرسی که پیگیرید و حالمو میپرسید اتفاقی نیفتاده جدیدا واقعا نمیدونم چی بیام بگم بهتون آ ...


رفتار و نگاش چطوره؟ اه اعصاب واسم نذاشت بخدا.شیطونه میگه هممون جمع شیم بیایم خدمتش برسیم.بابا خوب یه حرفی، چیزی، اهمی اوهومی....

الهی و ربی من لی غیرک 
يك حسي بهم ميگه تو همون عسل روان پريشي كه ماه ها همه رو سركار گذاشتي  اين داستانتم زاييده تخيل ...

عسل کیه؟ مگه چی سرهم کرده بود؟

❤یاالله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک❤
ماشاالله همه چه پيگيرن جالب اينکه دلشون هم شور ميزنه     باشد که رستگار شويم     ...


احتمالا با خودش اولش خیلی عصبی شده گفته کسی که چشم خواهری داشتم بهش چطوری نگام.میکرده

و ازین ناراحت و عصبی شده اما.چون مجبوره تنها نباشه چیزی رو نگفته

الانم ساکته و چیزی نمیگه که بهت بفهمونه بشین سرجات من و تو خواهر برادریم.

دیگه خیلی خودت و اذیت نکن.کامل.واضحه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز