کسی مثل من هست؟
بچه ها داشتم فکر میکردم بهترین انتخاب برای آیندم وطرف مقابل بدبختی که میاد سراغم اینه که هیچ وقت ازدواج نکنم.
راستش امروز مامانم نبود خونه رو سپرد دست من. بابامم بود که دراز کشیده بود فوتبال نگاه میکرد و هیچ کاری نمیکرد.
حالا من اصلا آشپزی بلد نیستم حالمم بهم میخوره از آشپزی چون بی اشتهایی شدید دارم و از بچگی اهل غذا نبودم و از بوی غذا بدم میاد. لطف کردم😅 رفتم از اینترنت روش املت رو پیدا کردم درست کردم بدمزه شد نخورد.
انقدر لجم گرفت.
حالا ظرف ها ردیف..... فکر کن من وسواس شدید هم دارم از آشغال هایی که به بشقاب ها چسبیده بود عقم میگرفت. بخدا اشکم در اومد از اونورم بابام بی خیااااال عالم.
همونجا فهمیدم من تا آخر عمر مجرد میمونم😕 هیچ کس نمیتونه منو تحمل کنه منم کسی رو نمیتونم تحمل کنم.
از کار کردن تو خونه، چرخیدن تو آشپزخونه، بچه، تمیزکاری، خرید کردن ( از لوازم آرایشی بگیر تا خرید روزانه)، مهمونی و....متنفرم. میگم متنفر یعنی متنفر به معنای واقعی.
به جاش عاشق پژوهش و نویسندگی و شب تا صبح تو اتاق مطالعه کردنم.اصلا خسته نمیشم و فقط
عاشق کارهای بیرونم.ایشالا روزی یا وکیل میشم یا حقوقدان ( دانشجو ام). وقتی بیرونم آزادی خاصی احساس میکنم. هیجانام انقدر زیاده که بدرد خونه نمیخورم. از بچه ها بگم.... وقتی دخترای دیگه بچه میبینن میگن واییییی گوگولی مگولی 😍 و کلی قربون صدقه میرن. حالا من : 😳💩
ولی... تنهاییم بده. آدم دلش میخواد یکروزی عاشق شه.
حیف... کاش میشد تو کل کره زمین حداقل یه مرد اینجوری که میخوام بود. که نه بچه بخواد نه خانم آشپز و خونه دار.
چرا من انقدر بدرد نخورم آخه