نشد من و ببینن تیکه اراجیف بارم نکنن توعقد ک یسر رو مخمون بودن ک جدا بشیم تا جهیزیه بود ک یسر میگفتن جهیزیه اون بابام زد تو دهنشون خوب برام گرفت حالا سیسمونی خواهرشوهرم هربار بشوهرم میگه فلانی گفت عاشق داداشتم من اعتراض کردم بعد چندبار تکرار اونم گفت داداشات شاید خرابن ک شک بداداش ما داری در صورتی ک فقط گفتم دیگه چ حرفی تکرار میکنی مگه داداشتون زن نداره اون نادانم گفت توچراهی میگی.مادرشوهرمم یسربد گویی پشت سرمن. پیش همسایه هامون چون مادر با مادرشوهرم همسایس الانم ک بارداریم شده باعث لج خواهرشوهرم خودش سقط کرد من بچم ب لطف خدا مونده تاب الان نمیدونم چقدر اینا از خدا بی خبرن شوهرم بعد بوقی ی مانتوپنبه ای گرفت ک زمستونمو سر کنم اخه کاپشن مجردیم رنگش جیغ بود مجلس ختمی بود مجبور بودم سرما تحمل کنم مادره میگه خو میزاشتی عید میخریدی نمیگه بعد دوسال خرید اولته