2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اره ولی ده درصد ش رو گرفتم ۹۰ درصد بخشیدم.  خانوادگی میگفتن در حد ما نیستی

منم بخشیدم. و من خودم کنار زدم. البته وقتی متوجه شدم فقط برای مهریه کنارمه و همشون خصوصا مادرش قصد جدایی دارن خودم قدم برداشتم. چون بلاتکلیفم گذاشته بودن نه قصد زندگی داشتن و نه به خاطر مهریه درخواست طلاق میداد. عقدمو طولانی کردن. دیگه خسته شدم زدم کنار. خیلی سختی کشیدم. اما بعد از جدایی با سختی های جدیدی مواجه شدم. اولش وحشت زده بودم اما الان سازگار شدم

من این حس وحشت رو تجربه کردم. 

نمی دونم عزیزم. برای من دنیام فرق کرد بعد از جدایی. من تا یه مدت تو حالت انکار بودم. باورم نمی شد. اصلا انگار دنیا برام عجیب شده بود. حتی میگفتم من کیم کجام. بعد آرام ارام متوجه شدم چه اتفاقی افتاده خشمگین شدم و عصبی و بعد هم یه مدت پشیمون و احساس گناه و دلتنگی و سردرگمی و دوباره خشم. و آرام آرام دیگه پذیرفتم. اما هنوز افسردگی همراهمه‌. هر چند خیلی بهتر شدم. انگار دارم به زندگیم برمیگردم. هیجاناتم نوسان داشت خیلی. الان دارم تازه بعد از حدودا دو سال به ثبات میرسم. 

نمی دونم عزیزم. برای من دنیام فرق کرد بعد از جدایی. من تا یه مدت تو حالت انکار بودم. باورم نمی شد. ا ...

خب من همه اینارو کشیدم  قبل طلاق. پس تو حال قبل طلاقت چطور بوده؟ 

ازدواج کردی  بعدش؟ دلتنگش  میشی هنوز؟

نه تو این دو سال خواستگارها را رد کردم. تا چند روز پیش بله. تا این که یک هفته پیش یک سره تا صبح گریه کردم. اینقدر گریه کردم که چشمام دیگه باز نمیشد. و انگار راحت شدم. انگار دیگه نه کینه ای تو دلم بود و نه دلتنگی و نه عشقی. چون من خیلی دوسش داشتم. الان اصلا. از خدا خواستم  از دلم بیرونش کنه و دقیقا همین اتفاق افتاد. واقعا دیگه ذره ای دوسش ندارم. نفرت و خشم هم دیگه ندارم. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108