همین هایی که شعار مهریه کم میدن. الان بیان پاسخگو باشن.
من در شرایطی با همسرم ازدواج کردم که یکی از اقوامشون که با همسرش عاشق و معشوق بودن سر مهریه زندان بود و ما چون دوست بودیم و برادر همسرم که همه کاره ی خانواده هم هست هی اونا رو مثال میزد. همسرم از من و پدر و مادرم خواهش کرد سر مهریه چونه نزنیم و اون پنهونی خونه و مغازه اش رو به نام من میکنه.
اما ما بعد از عقد رومون نشد ازش بخوایم چیزی به نامم کنه.
الان پدرم فوت کردن.
من از وقتی تاپیک شما رو خوندم مریض شدم . به حال خودم افسوس می خورم.
الان که از همسرم می خوام چیزی به نامم کنه ناراحت میشه و سرش رو تکون میده میگه متاسفم مگه من و تو داریم.
کاش پدرم زنده بود به عنوان یک شاهد و بزرگ تر ازش می خواست به قولش عمل کنه.😔😔