شوهرم بخاطر شغلش خیلی ماموریت میره و خیلی هم به وصیت کردن اعتقاد داره ، وصیت میکنه میده به باباش ، وقتی هم برمیگرده پدرش وصیت نامه رو برمیگردونه ، ایندفه اتفاقی یه کاغذ توی کشوی مدارکش دیدم کاش نمیدیدم و کاش نمیخوندم ....
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من باشم وصیت نامه مینویسم توش همه چیموبه مامان و خواهرم میبخشم و میگم شوهرم حق نداره تو مراسم ترحیم من حضور داشته باشه و میزارم یه جایی که ببینه و بخونه
تو فقط زمانی می توانی درست بیندیشی که من منطق تو را با اندیشه ی نادرستی تحریک کنم و من فقط زمانی می توانم عقاید سخیفم را اصلاح کنم که تو اجازه ی سخن گفتن داشته باشی.
احتمالا با خودش فکر کرده زنم جوونه من بمیرم میره با مال اموال من به یه مرد دیگه ... میده و به گور من میخنده
تو فقط زمانی می توانی درست بیندیشی که من منطق تو را با اندیشه ی نادرستی تحریک کنم و من فقط زمانی می توانم عقاید سخیفم را اصلاح کنم که تو اجازه ی سخن گفتن داشته باشی.