2777
2789
عنوان

یه خاطره خنده دار یادم افتاد شمام اگه خاطره خنده دار دارید بتعریفید

| مشاهده متن کامل بحث + 1436 بازدید | 79 پست
هرچقدم وزنی نداشت دیگه پر کاه که نبود حس نکنی نیس!   پهلوون حالا چجوری باز رفتی کندیش اورد ...

ببین از جلو و پشت جمعیت انقدر فشار می اورد من حس میکردم که پشتمه وا لا خودمم نمیدونم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

😕😕 

پسر خالم بستری بود بیمارستان حال بد بود 

داداشمم گفت خاله گناه داره بریم ورش داریم ببریم 

خلاصه ما رفتیم خاله گفت جلو نمیام میرم عقب وانت 

ی لحظه چادرش زیر پاش گیر کرد مثل ی توپ قل خورد 

ی پشتکم زد 🤣🤣🤣🤣😢😢😢☹☹☹☹ اون لحظه 

واقعن ناراحت شدم ولی داداشم از خنده روده بر شد 

نوه خالمم همسن خومه اونم بود 😕😕 

حالا چن سال گذشته ولی یادم میاد میپکم از خنده 😕😕😁🤣🤣🤣🤣🤣🤣

داشتم خونمو برا اسباب کشی جمع میکردم اون موقع پسرم کوچیک بود بغلش کردم  که یه قاب عکس کوچیک رو از رو دیوار برداره از دستش افتاد اینقدر دستپاچه  شدم که پسرم رو ول کردم وقاب عکس رو توی  هوا قاپیدم قیافه پسرم دیدنی بود خدا رو شکر روی مبل افتاد چیزیش نشد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108