سلام بچه ها امروز من قراربود نذرى بپزم كوكو سبزى شوهرم ببره هيئت براپنجاه نفر(به خواست خودشون وهم هيئتى ها كوكو سبزى رو انتخاب كردن)بعد من درس كردم وخونم فوق العاده بهم ريخت اشپزخونه تركيده بود خودشم با يه بچه يكساله بعد مامانم مهمون داشت زنگ زد يه سربيا خونمون منم خونه رو همونجورى تركيده ول كردم شوهرم هيئت رفتنى باهاش رفتم خونه مامانم قرارشد شوهرم ازهيئت اومدنى بياددنبالم نگو بعد اينكه منو گذاشته خونه ى مامانم رفته خونه كل خونه رو تميزكرده بود عين دسته گل ظرفارو شسته بود همه رو جارو ايناكرده بود بعد رفته بود هيئت وقتى اومدم خونه داشتم ذوق مرگ ميشدم كلا كسى نيس كه بخوادمارخونه كنه خيلى ذوق كردم.
شوهراى شمام ازاينكاراميكنن؟؟