سلام دوستان من پدر شوهر فوت کرده و مادرشوهر با همه هس ب منم گفته منم ب کسی نگفتم ولی الان خیلی ازش بدم میاد توو زندگیم دخالت میکنه میخام ب شوهر بفهمونم ک از چشم شوهرم بیوفته فردا شبم داره میاد اینجا ک شوهرم رفت شیفت بره پیش دوس پسرش از طرفیم دخالتش داره زندگیمو خراب میکنه ی نوزاد دوماهه دارم ک اصن دلم نمیخاد بهش دست بزنه حس میکنم نجسه چیکار کنم ک شوهر بفهمه و از چشم شوهرم بیوفته ک برا منم شر نشه؟
مربى بدنسازى بين المللى / 2 کیلو افزايش وزن - ٨ كيلو كاهش وزن - در ماه (اصولى و سالم).و ناگهان در يك بعد از ظهر زمستانى وقتى كنارم آرام خوابيده بودى به ياد آوردم روزهاى رفتنت را، انگار درد مشت هايى كه آن روزها به ديوار مى زدم را تازه حس كردم، به تو نگاه كردم و به دستهايم... (متن واقعيه كپى نشه 🌹)
با شوهرت و خودش حرف بزن تا تو زندگیت دخالت نکنه ولی اینکه دوس پسر داره ب کسی ربطی نداره حتی ب نظرم ب پسرشم ربطی نداره 44 سالشه بچه ک نیست
هرچه بیشتر به میزان عشقمان اضافه کنیم شانس بیشتری برای رهایی از دام سایه خواهیم داشت. بچه هایمان را دوست بداریم اما این کافی نیست. باید یاد بگیریم بچه های دیگران را در آنسوی دنیا نیز دوست داشته باشیم.آوین❤️آرشین❤️آروشا❤️