۹ماهمه مامانم رفته بود کربلا مسئولیت خونشونو داده بود بمن با شکم گنده میرفتم رسیدگی میکردم ۳ روزه برگشتن حالا اومده ایراد میگیره بهگلام آب ندادی خشک شدن گلامو خراب کردی خونه رو کثیف کردی...حالا سوغاتی واسم فنجون آورده و پارچه برای نی نی م و شوهرمم هیچی...حالا واسه زن داداش آیندم که نیومده قوری عربی خریده...خودش نگفتا خاله ام گفت بهم .