در کمال ناباوری اومد دایرکت و بهم پیشنهادازدواج دادگفت ک مامانش منو دیده و انتخاب کرده ب خودش گفته خودشم وقتی سراغمو گرفتو دیدتم ازم خوشش اومده(اینم بگم ک ما یه فامیلی خیلی دور باهاشون داریم.برا همین تقریبا همو میشناسیم)
بالاخره یه روز صب ب جای این ساعت زنگدار لعنتی تو با بوسه ات بیدارم میکنی. 😥😥😥
سلام دخترا میگم شما از کجا لباس زیر میگیرید؟ من امروز اولین سفارشم رو از سامان لعیا گرفتم تولیدی تخصصی لباس زیره. کیفیتش خیلی خوب بود، فقط دغدغهم هزینه ارسال بود که با کد free برام رایگان شد. تا کدش رو نبستن شما هم برید سفارش بدید.
علی کلا با حرف خاستگاری اومده بود جلو ک بذار اجیم باهات حرف بزنه و فلا ن من گفتم نه بذار یه مدت خودمون باهم حرف بزنیم.حرف میزدیم باهم ازش خوشم اومده بود انداره امین ک عاشقش نبودم ولی خب ب دلم نشسته بود تقزیبا
بالاخره یه روز صب ب جای این ساعت زنگدار لعنتی تو با بوسه ات بیدارم میکنی. 😥😥😥
یه مدت ک گذشت حرف خاستگاری شدو گفتم بیا گفت ک مشکل مالی دارم و فعلا نمیتونم و واقعا هم میدونستم ک داره.منم قبول کردم باهم حرف میزدیم خیلیم خوب بود بهش وابسته شده بودم باعاش ک حرف میزذم اروم بودم ولی هنوز عشق امین گوشه قلبم بود
بالاخره یه روز صب ب جای این ساعت زنگدار لعنتی تو با بوسه ات بیدارم میکنی. 😥😥😥
دیگ تو فامیل اونا همه این موضوعو فهمیده بودن ک علی منو میخاد حتی فک کنم ب گوش امین هم رسیده بود شهرمون تقریبا کوچیکه .این حرف بین همه پخش شده بودعلیم اگ کسی میگفت منو میخاد میرفت سراغش ک حق ندارن اسمموبیارن
بالاخره یه روز صب ب جای این ساعت زنگدار لعنتی تو با بوسه ات بیدارم میکنی. 😥😥😥