داستانش طولانیه ولی خب بخوام خلاصه بگم با یه فردی چندین سال در ارتباط بودم، قرارمون ازدواج بود، ولی در نهایت به خاطر یسری مسائل الکی کات کردیم و منم به همسرم که از همه ی خواستگارام پولدارتر و سرتر بود جواب مثبت دادم. اونم دو سه ماه بعدش با دختر داییش ازدواج کرد. یبار بعد عقدم که منو دید گفت تو در حقم نامردی کردی من واقعاً میخواستمت. نمیدونم واقعاً نامردی کردم یا نه، ولی از انتخابم پشیمون نیستم...
اره داستانتون رو خوندم خيلي تصميمتون ريسكي بود و خيييلي جالب بود اميدوارم الان خوشبخت باشين واق ...
ممنون عزیزم، زندگی من و تصمیمی که گرفتم واقعاً عجیب غریب بود. خیلی زمان برد تا به این جایی برسیم که الان هستیم. منم متقابلاً آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم برای شما...