چندوقته معدشم بهم ریخته کلا بدنش بهم ریخته
باهمم دعوامون شد منو کتک زد صورتم کبود شد منم بهش گفتم دیگه نمیخوامت و تا امروز اگر مجبور نشم باهاش حرف نمیزنم نگاشم نمیکنم
درد کمر داشتم گفت چوب خداس
هیچی نگفتم اه کشیدم حالا چندوقته خودش بی علت تب و لرز داره
واسم مهم نیس نگران بچمم فقط