امشب خونه خالم بودیم
پسر خالم چند ماه نامزد کرده بعد شام با نامزدش رفتن تو اتاق
حدود ساعت ۱۱ ما اومدیم بلند بشیم مانتو مامانم تو اتاق پسر خالم بود وای اصلا هواسش نبود یهو درو باز کرد رفت تو بغل تو بغل بودن خودشونو زدن به خواب 😂😂😂😂
وای وای این بیرون همه کبود شدیم از خنده
دختره اومد بیرون میگفت روم نمیشه تو صورت کسی نگاه کنم مامانم خیلی سادس واقعا فکر کرده بود خوابشون برده بیدارشون کرده 😂😂😂😂