امروز اومدم لوس بازی واسه شو شو درارم اخه مدت زیادیه مشکل داریم دو سه روزه عالی شدیم یه رژ سرخ زدم و یکم با هم بازی کردیم نمیدونست جای روژم روی گردنش مونده من رفتم خونه بابام شو شو گفت خوابم میاد شب شام میام بعد رفتن من میره خونه استادش که مرد بزرگیه مرده ازش می پرسه کجا بودی آقای فلانی میگه از خونه میام اونم لبخند سردی میزنه و شوهرم میزاره تو حیاط تنها و میرنه خونه با یه دستمال میاد و میاره رو گردن شوهرم بعد بهش میگه جونتو نجات دادم شام کی مهمونم میکنی شوهرم گفت هر چی شوخی شوخی قسم خوردم که خانم بوده من با یه بچه چی به این کارا آخرش باور نکرده گفت تازه رفتم کارواش قبل رفتن پیش استادم همه یه جوری نگام میکردم😭😭😭😭