ميخام بگم ما به عنوان زنان جامعه ايراني
چه كارهاي رو براي مبارزه با مردسالاري انجام داديم
شايد خشونت عليه زنان به تجاوز و كتك و .....ختم نشه
ابتكارها رو تقبيح ميكنم
چون من دختر مادري هستم كه تهمت هايي از پدرم شنيد كتك خورد مقاومت كرد
امروز كه حتي جون راه رفتن نداره همه ميگن چرا مادرت نمي تونه راه بره شايد چون اضافه وزن داره ......
خشونت عليه زنان واسه من اينجوري معنا پيدا كرد كه كسي كه بهش اطمينان داشتم و به اندازه جانم دوستش داشتم بهم نگاه جنسي داشت و من ....
و اين خشونت جايي دردناك تر بود كه وقتي بچه بودم و هنوز برادرنداشتم
به مادرم ميگفتن دختر زا
يكي كه خيلي شيك گفت شما بچه ندارين مادرم به منو و خواهرم اشاره كرد و دوباره اون خانم پرسيد منظورم پسر بود
خشونت عليه زنان اونجا كه چشم چروني مردا رو واسه خودمون توجيح ميكنيم كه اونا مردن و ساختار بدنشون اين شكلي دختر بايد حواسشو جمع كنه
خواهرانه ميخام بگم ما بايد هواي هم جنس خودمون رو داشته باشيم تا مردها قدرت و شجاعت خشونت علني رو بر عليه ما پيدا نكنند