بانمک بودن با بیشعور بودن فرق داره ...رُک بودن با بیادبی فرق داره، اجتماعی بودن با پررویی و چَتر بودن فرق داره،زرنگ بودن با "سر دیگران کلاه گذاشتن" فرق داره ....و مشکلات ما دقیقا از آنجایی شروع شد که این تفاوتها را درک نکردیم!
خیلی ساکت و ساده دل بودم تا بعد اینکه از کاراشون سر دراوردم
خیلی عاشقش بودم بخاطرش با پدرم و برادرم قطع رابطه کردم و خدایی میگم بی نهایت به خودش و خانوادش احترام میذاشتم هیچوقت جلوی کسی اسمشو بدون عاقا گفتن یا یه جانم آخر اسمش صدا نزدم هیچوقت تحت فشار نذاشتمش خیلی شاد و شیطون بودم الان نه اصلا شدم یع آدم افسرده
نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میگدازد..🎭
قبلا خیلی اهل دختر بازی بود ولی چندسالی ک باهم بودیم کاملا عوض شده بود واقعا یه مرد ایده آل بود نمیدونم چرا اینکارا رو کرد مشکلی هم باهم نداشتیم رابطمون پر شور و عشق بود وقتی متوجه شدم تعجب کردم با وجود اون همه ابراز عشق و قربون صدقه هاش
نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میگدازد..🎭
داره تنبلی می کنه. جلوی این کار رو بگیرید و به خودتون مشغولش کنید.
وقتی نمیخواد چیکار کنم
دیشب و امروز هرچی گفتم وای چقد هوا خوبه بریم بیرون یکم دوردور کنیم گفت حالم خوب نیست و خودشو با شوخی و مسخره بازی رد کرد و بعد خودش خوشتیپ کرد رفت بیرون
بعدم داره دق میکنه فک میکنه من مثل خودش برم خیانت کنم بهش از این موضوع خیلی میترسه
نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میگدازد..🎭