تو هم بگو این ظرفم نیست یا این وسیلم نیست خواب دیدم تو برداشتی
تو ک خوبی من خواهر شوهر ندارم لباسا مادر شوهرمم ک اینقدر کهنن ک نگو
یه روز گیررر داده بود ک شلوار پدر شوهرت نیست تو برداشتی
اخه شلوارش به چه دردم میخوره
چند وقت قبل از اون وقتی من نبودم اومده بود خونم با کم شدن وسایلم فهمیدم طبقه بالاشونیم رفته بود کلید ساخته بود
منم گفتم نه من ک بر نداشتم میخواستم ببینم شما کرم منو از رو میزم برداشتین با اونظرف ترشی ک تویخچال بود
اولش انکار کرد بعد یع چیزی شد گفت برواز اتاق بیار کرمم تو اتاق توی طاقچه بود حالا به درکه پولشون ولی دزدی بود دیگع
ترشیم تو یخچالش بود بهشم گفتم گفت خودت اوردی یادت نیس