مادرشوهرم پیره همیششششششه شام املت میخوردن الان ما عروسے کردیم هر روز غذاهاے متفاوت میخوره الان خاگینه ام بد شده بود تیکه انداخت که این ب معده میوفته نخورد منم تنها خوردم رف اونور منم نوشابه داشتم میخورد گف نمیگم با کمک نوشابه تهش بدے ههههه منم ناراحت شدم گفتم بهتر از هر شب املت خوردنه که اونم سکوت کرد برم پیشش چے بگم؟؟