یادش بخیر کلاس دوم بودم یه بار واسه زنگ تفریح سیب برده بودم تا اومدم سیبمو گاز بزنم دوستم یه انار دستش بود اومد گفت میای سیبت رو با انارم عوض کنی منم دلم براش سوخت سیبمو دادم بهش اون داشت سیب منو میخورد تا اومدم انار برش بزنم به چیز سبز بزرگ روش بود خوب که نگاه کردم (ببخشید تو رو خدا)دیدم یه دماغ بزرگ روشه

منم بد دللللل عققققق زدم رفتم انار پرت کردم تو صورتش گفتم بگیر اون انار دماغوتو الان هم که یادم میاد حال تهوع بهم دست میده