شاید از نظر تو اثر نداره.ولی صلاح کارت همینه.. یاد اون داستانی افتادم که میگه یه گنجشک تو لونش بود یهو یه باد شدیدی اومد و لونشو باد برد و خراب شد..کنجشکه ناراحت شد گفت خدایا چرا خونم خراب شد؟ مگه لونه به این کوچیکی چه ضرری برا تو داشت تو این دنیای بزرگ لونه به این کوچیکی جایی از دنیاتو نمیگرفت و از این حرفا... خلاصه ندا اومد که من بخاطر خودت اینکارو کردم.یه مار نزدیک لونت بود و میخواست تورو بخوره..من با این کار زندگی تو رو بهت بخشیدم..
اینو گفتم که متوجه شی شاید خیلی چیزا طبق میل ما پیش نره ولی مطمعن باش مصلحت ما تو همینه.