من تازه پنج ماهه جاری دار شدم بماند ک خیلی خانواده شوهرم اونو بامن مقایسه میکننو میزنن تو فرق سر من.... خیلی به قول خودش مومنو چادریو تسبیح اب میکشه ولی ازاون مارمولکاس دست به سیاهو سفید ک اصلا نمیزنه همه جا فرار میکنه ک دوتا تیکه ظرف نشوره این دفعه حاضر جوابیه شوهرمم کرد ولی شوهرم گفت ولش کن مهم نیست بددددتراز اون اینه ک بلف میزنه من یه صب تا ظهر کار کنم پنج تومن بهم میدن اوووون میاد به شوهر من میگه واسه پایان نامت زیاد تلاش نکن مننن میدوووونم گییییر میدن بهت خیلییییی حرصم در میاد گفتاردرمانی خونده بعد میاد کلاااس میزاره ک خییییلی من حالیمه شماها همه نفهمین میخام دیگه جواب پررو بازیاشو بدم حالم ازش بهم میخوره هر کار کردم باهاش خوب باشم خودشو میگیره